20 / 109
آن روز نفع ندهد شفاعت مگر براى كسى كه دستورى داده است خدا او را و پسند كرده است او را از روى گفتار ( 109 )
20 / 110
ميدانند آنچه پيش روى آدميان است و آنچه پس پشت ايشانست و آدميان در نگيرند خدا را از روى دانش ( 110 )
20 / 111
و نيايش كنند رويهاى مردمان براى زنده خبرگيرنده و هر آئينه به مقصد نرسيد هر كه برداشت ستم را ( 111 )
20 / 112
و هر كه بجا آرد كارهاى شايسته را و او مؤمن باشد پس وى نترسد از ستمى و نه از نقصانى ( 112 )
20 / 113
و همچنين فروفرستاديم كتاب را قرآن عربى و گوناگون بيان كرديم دران ترسانيدن را تا بود كه پرهيزگار شوند يا پيدا كند در حق ايشان پند را ( 113 )
شرح
يَوْمَئِذٍآن روزلا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ *سود ندارد شفاعت كسى كسى راإِلَّا مَنْ أَذِنَمگر آن را كه دستورى دهدلَهُ الرَّحْمنُمر شفاعت او را خداىوَ رَضِيَ لَهُو بپسند و براى وىقَوْلًاسخن شفيع رايَعْلَمُمىداند خداىما بَيْنَ أَيْدِيهِمْآنچه پيش آدميانست از امور آخرتوَ ما خَلْفَهُمْو آنچه از پى ايشان است از كار دنياوَ لا يُحِيطُونَو احاطه نمىتوانند كرد جميع عالميانبِهِبذات خداىعِلْماًاز جهت دانش يعنى ذات الهى معلوم نگردد زيرا كه مقتضاى او عدم احاطه علم است به دو و حقيقت علم احاطه است بمعلوم و كشف او بر سبيل تميز از غير او پس احاطه نمودن علم چيزى را كه ذات او مقتضى عدم احاطه است به دو ممتنع باشد چه زوال ذاتيات و قلب حقائق روا نيست و عدم احاطه به دو ، نه از قصور نسبت علميه و نقصان آنست بلكه از كمال ذات متعالى و بىنهايتى اوست نظم كجا دريابد او را عقل چالاك * كه بيرون است از سرحد ادراك تماشا مىكن اسما و صفاتش * كه آنگه نيست كس از كنه ذاتشوَ عَنَتِ الْوُجُوهُو خوار و فروتر شوند اصحاب رويها يعنى روز حشر همه مردمان ذليل و خاشع باشندلِلْحَيِّ الْقَيُّومِمر خداى زنده و پاينده را همچون اسيران در دست اميران و گويند مر او مشركان و مجرمانندوَ قَدْ خابَو به درستى كه بىبهره ماند و نوميدى كشيدمَنْ حَمَلَ ظُلْماًهر كه برداشت ظلم را يعنى بار شرك برگرفته بموقف حشر آمدوَ مَنْ يَعْمَلْو هر كه بكندمِنَ الصَّالِحاتِبعضى از كارهاى ستودهوَ هُوَ مُؤْمِنٌو حال آنكه مؤمن باشد چه در صحت طاعات و قبول خيرات ايمان شرط است لا جرم هر مؤمنى كه عمل نيكو كندفَلا يَخافُپس نترسد در ان روزظُلْماًاز ستم و بيداد كه زيادتى سيئات استوَ لا هَضْماًو نه از كسر و شكست كه نقصان حسنات است يعنى نه از حسنات مؤمن چيزى كم كند و نه بر سيئات وى افزايدوَ كَذلِكَو همچنانكه منزل ساختيم اين آيات متضمنه مر وعيد راأَنْزَلْناهُفروفرستاديم كتاب راقُرْآناً عَرَبِيًّاقرآنى بلغت تازىوَ صَرَّفْناو مكرر گردانيديمفِيهِ مِنَ الْوَعِيدِدرو از آيات وعيد چون ذكر طوفان و رجفه و صيحه و خسف و مسخلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَشايد كه بپرهيزند مشركان و بترسند از آنكه مثل آنها بر ايشان فرونيايدأَوْ يُحْدِثُيا تجديد كند قرآنلَهُمْ ذِكْراًمر ايشان را پندى چون استماع وى كنند -