تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 698

مساهمون:

ص٦٩٨
20 / 114 پس بلندقدرست خدا پادشاه ثابت و شتابى مكن به خواندن قرآن پيش ازان كه انجام رسانيده شود بسوى تو وحى او را و بگو اى پروردگار من بيفزا مرا دانشى ( 114 ) 20 / 115 و هر آئينه حكم فرستاديم بسوى آدم پيش ازين پس فراموش كرد و نيافتيم او را قصد محكم ( 115 ) 20 / 116 و ياد كن چون گفتيم فرشتگان را كه سجده كنيد بسوى آدم پس سجده كردند مگر ابليس قبول نكرد ( 116 ) 20 / 117 پس گفتيم اى آدم هر آئينه اين دشمن است ترا وزن ترا پس بايد كه بيرون نكند شما را از بهشت كه آنگاه رنج كشى ( 117 ) 20 / 118 هر آئينه ترا هست در بهشت اينكه گرسنه نشوى و برهنه نباشى ( 118 )
شرح
فَتَعالَى اللَّهُپس برتر است خداى از صفات مخلوقات يا بزرگتر از الحاد ملحدان يا پاك‌تر از قول مشركانالْمَلِكُپادشاه نافذالامرالْحَقُّثابت در ذات و صفات خود يا سزاوار باوصاف خود يا سزاوار باوصاف كمال و هو الكبير المتعال آورده‌اند كه چون جبرئيل ع بوحى نازل شده آيتى به حضرت رسالت‌پناهى صلى اللّه عليه و سلّم خواندى آن حضرت ص قبل از اتمام آن بخوف آنكه مبادا چيزى فوت شود يا فراموش كند با جبرئيل ع قرائت مىفرمود آيت آمد كهوَ لا تَعْجَلْو شتاب منماىبِالْقُرْآنِبه قرائت قرآنمِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضىپيش از آنكه ادا كرده شودإِلَيْكَ وَحْيُهُبه تو وحى آن ماوردى رح فرموده كه سؤال انزال قرآن مكن پيش از آنكه وحى بيايد و گفته‌اند مجمل قرآن را مرسان بخلق تا وقتى كه بيان آن به تو فرود آيد و در زاد المسير از قول امام حسن بصرى رح آورده كه مردى زن خود را طپانچه زد و او پيش حضرت رسالت‌پناهى صلى اللّه عليه و سلّم آمده قصاص طلبيد آن حضرت ص خواست كه بقصاص حكم كند اين آيت فرود آمده و حضرت ص در ان حكم متوقف شد تا آيت الرجال قوامون على النساء نازل شد پس معنى آيت اينست كه حكم مكن به قرآن مگر بعد از انزال آنوَ قُلْ رَبِّو بگو اى پروردگار منزِدْنِي عِلْماًبيفزاى مرا دانش به احكام شرع يا به قرآن و معانى آن زياده كن حفظ مرا تا فراموش نكنم آنچه به من وحى مىكنى يا بده مرا علمى بعد از علمى در لطائف قشيرى رح مذكورست كه حضرت موسى ع زيادتى علم طلبيد او را به حواله خضر كردند و بىطلب پيغمبر ما را دعاى زيادتى علم بياموخت و حواله به غير خود نكرد تا معلوم شود كه آنكه در مكتب ادب ادبنى ربى فاحسن تاديبى سبق و قل رب زدنى علما خوانده باشد هر آئينه در درس گاه و علمك ما لم تكن تعلم نكته فعلمت علم الاوّلين و الآخرين به گوش هوش مستفيدان حقائق اشيا تواند رسانيد نظمعلمهاى انبياء ع و اوليا رح * در دلش رخشنده چون شمس الضحىعالمى كآموزگارش حق بود * علم او بس كامل و مطلق بودوَ لَقَدْ عَهِدْناو به درستى كه ما وحى فرستاديمإِلى آدَمَبسوى آدم صفى عليه السلاممِنْ قَبْلُپيش ازين زمان و فرموديم او را كه گرد شجر منهيّه نگرد و از ان نخورفَنَسِيَپس فراموش كرد آن امر راوَ لَمْ نَجِدْ لَهُو نيافتيم مر او راعَزْماًعزيمتى بر گناه يعنى به خطا نه بعمد اين صورتى ازو سمت صدور يافت يا نبود او را صبرى بر آن منهى عنهوَ إِذْ قُلْناو ياد كن چون گفتيملِلْمَلائِكَةِمر ملائكه را كهاسْجُدُواسجده كنيدلِآدَمَمر آدم را سجدهء تحيت و كرامتفَسَجَدُواپس سجده كردند همهإِلَّا إِبْلِيسَمگر ديو دورمانده از رحمتأَبىسر باززد از سجدهفَقُلْناپس گفتيم مايا آدَمُ إِنَّ هذااى آدم به درستى كه اين ديوعَدُوٌّ لَكَدشمن است مر تراوَ لِزَوْجِكَو مر جفت ترا كه حوّاستفَلا يُخْرِجَنَّكُماپس بايد كه بيرون نه‌نكند شما را يعنى سبب بيرون شدن شما نشودمِنَ الْجَنَّةِاز بهشتفَتَشْقىپس تو در رنج افتى يعنى چون از بهشت بيرون روى به كدّ يمين و عرق جبين اسباب معاش مهيّا بايد كردإِنَّ لَكَبه درستى كه ترا هست در بهشتأَلَّا تَجُوعَ فِيهاآنكه گرسنه نمىشوى درو كه همه نعمتها آماده استوَ لا تَعْرىو برهنه نمىگردى كه از ملبوسات آنچه بايد هست .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 698 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )