19 / 91
بسبب آنكه اثبات كردند خداى را فرزندى ( 91 )
19 / 92
و نسزد خداى را كه فرزند گيرد ( 92 )
19 / 93
نيست هيچيك از آنان كه در آسمانها و زميناند مگر آيند پيش رحمن بنده شده ( 93 )
19 / 94
هر آئينه بعلم در گرفته است ايشان را و شمار كرده است ايشان را شمار كردنى ( 94 )
19 / 95
و هريك از ايشان آينده است پيش وى روز قيامت تنها شده ( 95 )
19 / 96
هر آئينه آنان كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته كردند پيدا خواهد كرد براى ايشان خدا دوستى را ( 96 )
19 / 97
و جز اين نيست كه آسان ساختيم قرآن را به زبان تو تا مژده دهى به آن متقيان را و بترسانى به آن گروه ستيزندگان را ( 97 )
19 / 98
و بسيار هلاك كرديم پيش از ايشان طبقات مردم آيا مىبينى هيچكس را از ايشان يا مىشنوى از ايشان آوازى تنگ ( 98 )
شرح
أَنْ دَعَوْااز آنكه خوانندلِلرَّحْمنِ وَلَداًمر خداى را فرزندى يعنى به دو اسناد كردندوَ ما يَنْبَغِيو نسزد و لائق نباشدلِلرَّحْمنِمر خداى راأَنْ يَتَّخِذَآنكه فراگيردوَلَداًفرزندى چه اتخاذ ولد مقتضى مجانست است زيرا كه ولد از جنس والد بايد و حق تعالى از مجانست منزه است يا به غناى ذاتى محتاج نيست به معاونت اولاد و انس و الفت با ايشان و استظهار و تزئين بديشانإِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِنيست هر كه در آسمانها و زمين استإِلَّا آتِي الرَّحْمنِمگر آيند در قيامت بسوى رحمنعَبْداًدر حالتى كه بنده باشدلَقَدْ أَحْصاهُمْبه درستى كه همه را دانسته است و بديشان احاطه كرده به حيثيتى كه از حوزه علم و قدرت او بيرون نيستندوَ عَدَّهُمْو شمرده است اشخاص و افعال ايشان راعَدًّاشمردنىوَ كُلُّهُمْو همه ايشانآتِيهِآيندگاناند بوىيَوْمَ الْقِيامَةِروز رستخيزفَرْداًتنها و بىاتباع و انصارإِنَّ الَّذِينَ آمَنُوابه درستى كه آنان كه بگرويدندوَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِو كردند عملهاى پسنديدهسَيَجْعَلُزود باشد كه پديد كندلَهُمُ الرَّحْمنُبراى ايشان خداىوُدًّادوستى در دلهاى خلق يعنى محبت ايشان در دلها افگند بىاسباب و وسائط آن در حديث آمده كه چون حق سبحانه بنده را دوست دارد جبرئيل ع را گويد من فلان را دوست مىدارم تو هم او را دوست دار جبرئيل او را دوست گيرد و منادى كند ميان اهل آسمان كه حق سبحانه فلان را دوست مىدارد شما هم دوست داريد پس آسمانيان او را دوست دارند آنگاه محبّت او را وضع كنند در زمين تا زمينيان او را نيز دوست گيرندفَإِنَّما يَسَّرْناهُپس جز اين نيست كه آسان گردانيدهايم قرآن را بهآنكه منزل ساختهايمبِلِسانِكَبه زبان تو يعنى بلغت عرب يا خواندن آن به زبان تو آسان كردهايملِتُبَشِّرَتا مژده دهىبِهِ الْمُتَّقِينَبه دو پرهيزگاران را كه از شرك اجتناب نمودهاندوَ تُنْذِرَ بِهِو بيم كنى به آنقَوْماً لُدًّاگروهى ستيزكاران سخت خصومت راوَ كَمْ أَهْلَكْناو چند هلاك كرديمقَبْلَهُمْپيش از قوم تومِنْ قَرْنٍاز اهل زمانى يعنى در هر قرنى و قومى مشركان را به هلاكت رسانيديمهَلْ تُحِسُّهيچ مىيابى و مىبينىمِنْهُمْاز ان هلاكشدگانمِنْ أَحَدٍيكى راأَوْ تَسْمَعُيا مىشنوىلَهُمْمر ايشان رارِكْزاًآوازى پوشيده يعنى چون عذاب ما بديشان فرود آيد مستاصل شدند نه از ايشان شخصى باقى ماند كه كسى بيند و نه آوازى بر جائى كه كسى بشنود بلكه موكل قهر الهى با هيچكدام در نساخته و همه را دست فنا در دام خمول و نسيان انداخته مصرع كان لم يخلقوا و لم يكونوا نظمكو اثر از سروران تاجبخش * كو نشان از خسروان تاجدارسوخت ديهيم شهان كام جوى * خاك سد تخت ملوك كامگار