17 / 65
هر آئينه بندگان من نيست ترا بر ايشان هيچ قدرتى و بس هست پروردگار تو كارساز ( 65 )
17 / 66
پروردگار شما آنست كه روان مىكند براى شما كشتيها را در دريا تا طلب معيشت كنيد از فضل او هر آئينه او هست بر شما مهربان ( 66 )
17 / 67
و چون برسد بشما سختى در دريا گم شود هر كه او را مىخوانيد مگر خدا پس چون خلاص ساخت شما را بسوى خشكى روگردان شويد و هست آدمى ناسپاس ( 67 )
17 / 68
آيا ايمن شدهايد از آنكه فروبرد شما را بجانبى از خشكى يا بفرستد بر شما بادى تندى كه سنگريزه افگند باز نيابيد براى خود هيچ نگاهبانى ( 68 )
17 / 69
آيا ايمن شدهايد از آنكه باز در آرد شما را به دريا بار ديگر پس بفرستد بر شما از جنس باد باد تندى را پس غرق گرداند شما را بسبب آنكه كافر شديد باز نيابيد براى خود هيچ مواخذهكننده بر ما بسبب آن غرق ( 69 )
شرح
إِنَّ عِبادِيبه درستى كه بندگان خالص من به حكم هؤلاء فى الجنة براى بهشت آفريده شدهاندلَيْسَ لَكَنيست تراعَلَيْهِمْبه اغواى ايشانسُلْطانٌتسلّط و قدرت يعنى همه كس را توانى فريفت مگر بندگان مرا امام قشيرى رح فرموده كه بنده حق آن كسست كه دربند غير نباشد شيخ عطار قدس سره مىفرمايد بيتچو تو دربند صد چيزى ، خدا را بنده چون باشى * كه تو دربند هر چيزى كه هستى بنده آنىوَ كَفى بِرَبِّكَو بسنده است پروردگار تووَكِيلًانگهدار بندگان خود را از اضلال ابليسرَبُّكُمُپروردگار شماالَّذِياو آنست كه بقدرت كاملهيُزْجِيمىراند و روان مىگرداندلَكُمُ الْفُلْكَبراى شما كشتى رافِي الْبَحْرِدر دريالِتَبْتَغُواتا بجوئيدمِنْ فَضْلِهِاز فضل او يعنى روزى خويش را و گويند فضل سود است يا امتعه كه بدان احتياج افتد و بىعبور دريا بدست نيايدإِنَّهُ كانَبه درستى كه او هستبِكُمْ رَحِيماًبشما مهربان كه كارهاى مشكل را بر شما آسان مىگرداند و اسباب ما يحتاج شما مهيّا مىكندوَ إِذا مَسَّكُمُ الضُّرُّو چون برسد شما را سختى يعنى خوف غرقه شدنفِي الْبَحْرِدر درياضَلَّگم شود و برود از خاطرهاى شمامَنْ تَدْعُونَهر كه او را مىخوانيد و مىپرستيدإِلَّا إِيَّاهُمگر او كه خداوندست يگانه و يكتا كه در ان محل جز او را نمىخوانيد و نجات جز حضرت او نمىخواهيدفَلَمَّا نَجَّاكُمْپس آن هنگام كه برهانيد شما را از غرقه شدن و برسانيدإِلَى الْبَرِّبسوى بيابانأَعْرَضْتُمْبرگشتيد از توحيد و باز روى به پرستش بتان آورديدوَ كانَ الْإِنْسانُو هست آدمىكَفُوراًنيك ناسپاس مر نعمت خداوند خود راأَ فَأَمِنْتُمْآيا ايمن شديد كه از دريا بصحرا آمديد يعنى ايمن مباشيدأَنْ يَخْسِفَ بِكُمْاز آنكه فروبرد شما راجانِبَ الْبَرِّبه كرانه از زمين يعنى آنكه قادرست با آنكه شما را در آب فروبرد تواناست بر آنكه در خاك نهان كندأَوْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْيا فروفرستد بر شماحاصِباًبادى كه سنگ بر شما افگند يعنى قادرست كه شما را سنگباران كندثُمَّ لا تَجِدُواپس نيابيدلَكُمْبراى خودوَكِيلًانگهدارنده كه شما را از ان محافظت كندأَمْ أَمِنْتُمْآيا ايمن شديدأَنْ يُعِيدَكُمْآن را كه بازگرداند شما را و درآردفِيهِدر درياتارَةً أُخْرىبارى ديگر يعنى آرزوى در دل شما افگند تا ديگرباره در كشتى نشينيدفَيُرْسِلَ عَلَيْكُمْپس فرستد بر شماقاصِفاًشكنندهمِنَ الرِّيحِاز باد يعنى بادى برانگيزاند كه كشتى را بشكندفَيُغْرِقَكُمْپس غرقه گرداند شما رابِما كَفَرْتُمْبسبب آنچه ناسپاسى كرديدثُمَّ لا تَجِدُواپس نيابيد شمالَكُمْبراى خويشعَلَيْنابر مابِهِبه آن غرقه كردنتَبِيعاًاز پس درآينده كه داورى كند و خواهد كه انتقام كشد از ما .