تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 598

مساهمون:

ص٥٩٨
16 / 94 و مسازيد سوگندهاى خود را دغا در ميان خويش كه آنگاه بلغزد قدم بعد استوارى آن و بچشيد عقوبت بسبب بازداشتن از راه خدا و شما را باشد عذاب بزرگ ( 94 ) 16 / 95 و مستانيد عوض عهد خدا بهاى اندك هر آئينه آنچه نزديك خدا است بهتر است شما را اگر دانسته‌ايد ( 95 ) 16 / 96 آنچه نزديك شما است فانى شود و آنچه نزديك خداست پاينده است و بدهيم صابران را مزد ايشان بحسب نيكوترين آنچه مىكردند ( 96 )
شرح
وَ لا تَتَّخِذُوا أَيْمانَكُمْو فرامىگيريد سوگندان خود رادَخَلًاغدر و مكربَيْنَكُمْميان يك ديگرفَتَزِلَّ قَدَمٌپس بلغزد قدم از شارع اسلامبَعْدَ ثُبُوتِهابعد از استوارى اووَ تَذُوقُوا السُّوءَو بچشيد شما اندوه و رنج در دنيابِما صَدَدْتُمْبسبب آنكه بازايستيدعَنْ سَبِيلِ اللَّهِاز راه خداى تعالى يعنى وفا بعهدوَ لَكُمْو مر شما راست در آخرتعَذابٌ عَظِيمٌعذاب بزرگ تهديد عظيم است مر ضعفاى اهل اسلام را كه مىخواستند از عهد پيغمبر ص برگردند و قريش ايشان را وعده مىدادند كه اگر رجوع بدين ما كنيد ما برين وجه منافع بشما رسانيم حق تعالى مىفرمايدوَ لا تَشْتَرُواو مخريد يعنى بدل مكنيدبِعَهْدِ اللَّهِعهد خداى و پيغمبر او راثَمَناً قَلِيلًابه بهاى اندك يعنى بجز وى چيزى از مال دنيا كه قريش شما را وعده مىدهندإِنَّما عِنْدَ اللَّهِبه درستى كه آنچه نزديك خداست براى وفاداران عهد از نعيم دنيا و ثواب آخرتهُوَ خَيْرٌ لَكُمْآن بهتر است مر شما را از آنچه قريش وعده مىكنندإِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَاگر هستيد كه شما بدانيدما عِنْدَكُمْآنچه نزديك شما است از اعراض دنيويهيَنْفَدُسپرى شود و منقضى گرددوَ ما عِنْدَ اللَّهِو آنچه نزديك خدا است از خزائن رحمتباقٍهميشه است و بىانقراض يكى از اعزّه در شرح گلشن راز نوشته كه هر عينى از اعيان موجوده فى الخارج را دو اعتبار است يكى من حيث الحقيقة و آن عبارت است از ظهور نور حق در صور مظاهر ممكنات و اين را تجلّى شهود گويند و اعتبار دوم من حيث التشخّص و التعيّن و ازين حيثيت است كه ايشان را ممكن مىگويند و خلق نيز مىنامند و جميع نقائص بموجودات ممكنه ازين وجه منسوب مىدارند - مثنوىاز ره صورت نمايد غير دوست * چون نظر كردى بمعنى جمله اوستزان يكى ما عندكم ينفد شنو * جز پى ما عنده باق مشوما عندكم ينفد اشارت باعتبار ثانى و ما عند اللّه باق اشارت باعتبار اوّل نظماى به وصفت بيان ما همه هيچ * همه آن تو آن ما همه هيچهر چه بيند خيال ما همه نفس * هر چه گويد زبان ما همه هيچما بكنه حقيقت نرسيم * اى يقين و گمان ما همه هيچوَ لَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُواو هرآئينه جزا دهيم آنان را كه صبر كردند بر فاقه و فقر يا بر مشقت تكاليف يا بر آزار كفار يا شكيبائى نمودند بر عهد و پيمان خود يعنى اهل بيعت پيغمبر ص كه بر بىنوائى صبر نموده از عهد برنگشتند بدهيمأَجْرَهُمْمزد ايشان را كه نعيم بهشت است يا ثواب مضاعفبِأَحْسَنِ ما كانُوابا نيكوترين آنچه بودند از روى اخلاصيَعْمَلُونَعمل مىنمودند امام زاهدى رح فرموده كه اگر يكى را از ايشان صد طاعت بود از يك جنس چون نماز يا روزه يا زكات يا صدقه و يكى از ميان آن صد بهتر و تمام‌تر باشد ثواب آن بر يكى كه نيكوتر است به تمامى بدهيم و باقى را هم بپذيريم و ثواب هر يك با ثواب آن بهتر و تمام‌تر برابر دهيم .