تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 582

مساهمون:

ص٥٨٢
16 / 37 اگر كوشش كنى بر هدايت ايشان چه سود هر آئينه خدا راه نمىنمايد آن را كه گمراه مىسازد و نيست ايشان را هيچ يارىدهنده ( 37 ) 16 / 38 و قسم خوردند به خدا محكم‌ترين سوگندهاى خود كه بر نيانگيزد خدا مرده را آرى برانگيزد وعده درست لازم شده بر وى و ليكن بيشترين مردمان نمىدانند ( 38 ) 16 / 39 آرى برانگيزد تا بيان كند براى ايشان آنچه اختلاف مىكنند دران و تا بدانند كافران كه ايشان دروغى بودند ( 39 ) 16 / 40 نيست فرمان ما براى چيزى چون خواهيم آفريدنش مگر گوئيم او را بشو پس بشود ( 40 ) 16 / 41 و آنان كه ترك ديار خود كردند براى خدا بعد از آنكه ستم كرده شد بر ايشان البته جاى دهيم ايشان را در دنيا به سراى نيك
شرح
إِنْ تَحْرِصْاگر سخت‌كوشى و حرص‌ورزى اى محمد صلى اللّه عليه و سلّمعَلى هُداهُمْبر راه يافتن مشركانفَإِنَّ اللَّهَپس به درستى كه خداىلا يَهْدِيراه نمىنمايدمَنْ يُضِلُّآن را كه مىخواهد گمراهى اووَ ما لَهُمْو نيست مر گمراهان رامِنْ ناصِرِينَهيچ‌كس از ياران كه دفع عذاب كند از ايشان در تبيان آورده كه يكى از مسلمانان بر كافرى دينى داشت به تقاضاى آن رفته در اثناى مكالمه گفت بدان خدائى كه بعد از مرگ به لقاى او اميد دارم كافر گفت تو اميد مىدارى كه بعد از مرگ زنده شوى مسلمان گفت آرى آن كافر بايمان غلاظ شداد كه در كيش او مقرر بود سوگند ياد كرد كه هيچ‌كس بعد از موت زنده نشود آيت آمدوَ أَقْسَمُواو سوگند خوردندبِاللَّهِبه خداىجَهْدَ أَيْمانِهِمْسخت‌ترين سوگندان ايشان يعنى جهد كردند در تغليظ سوگند و گفتندلا يَبْعَثُ اللَّهُنه برانگيزد خداى تعالىمَنْ يَمُوتُآن را كه بميردبَلىايجاب است بعد از نفى يعنى برخواهدانگيخت ايشان را وعده كرده است خداىوَعْداًوعده ردنىعَلَيْهِكه برو است وفا كردن بدان يعنى وعده لازم الوفاحَقًّادرست و راستوَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِو ليكن بيشتر مردمانلا يَعْلَمُونَنمىدانندلِيُبَيِّنَحق تعالى برمىانگيزد ايشان را تا بيان كندلَهُمُبراى ايشانالَّذِي يَخْتَلِفُونَآن چيزى را كه اختلاف مىكنندفِيهِدر ان از امور بعث و حشروَ لِيَعْلَمَ الَّذِينَ كَفَرُواو براى آن تا بدانند آنان كه نگرويدندأَنَّهُمْ كانُواآن را كه بودندكاذِبِينَدروغ‌گويان در انكار قيامتإِنَّما قَوْلُناجز اين نيست كه قول مالِشَيْءٍمر چيزى راإِذا أَرَدْناهُچون خواهيم آفريدن او راأَنْ نَقُولَآن است كه گوئيملَهُمر آن چيز راكُنْكه بباشفَيَكُونُپس بباشد ملخص سخن آنست كه تكوين ما مر اشيا را متوقف بر مادّه و مدد نيست بس كسى كه ابتداء بىسبق ماده قادر باشد بر ابداع چيزى هر آئينه قدرت او از اعادهء آن شىء با وجود ماده در نخواهد ماند - نظم آنكه پيش از وجود جان بخشد * هم تواند كه بعد از ان بخشد چون درآورد از عدم بوجود * چه عجب باز گر كند موجودوَ الَّذِينَ هاجَرُواو آنان كه بريدند از اوطان خودفِي اللَّهِدر گذاردن حق خداى و براى رضاى اومِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوااز پس آنكه ستمديده شده بودند مراد آنهااند از اصحاب رض كه به جهت ستمكارى قريش بر ايشان بحبشه هجرت كردند حق سبحانه وعده فرمود كهلَنُبَوِّئَنَّهُمْهرآئينه جاى دهيم ايشان رافِي الدُّنْيادرين سراىحَسَنَةًشهرى نيكو يعنى مدينه معظمه على ساكنها الصلاة و السّلام و گفته‌اند غنيمتى نيكو .