و هر آئينه مزد آخرت بزرگتر است اگر مىدانستند ( 41 )
16 / 42
آنان كه صبر كردند و بر پروردگار خويش توكّل مىنمايند ( 42 )
16 / 43
و نفرستادهايم پيش از تو مگر مردانى را كه وحى مىفرستاديم بسوى ايشان پس سؤال كنيد از اهل كتاب اگر نمىدانيد ( 43 )
16 / 44
فرستاديم ايشان را بدلائل و كتابها و فرودآورديم بسوى تو كتاب تا بيان كنى براى مردمان شريعتى كه فرودآورده شد بسوى ايشان و تا بود كه ايشان تفكر كنند ( 44 )
16 / 45
آيا ايمن شدهاند آنان كه انديشيدند تدبيرهاى بد از آنكه فروبرد خدا ايشان را به زمين يا بيايد به ايشان عذاب از آنجا كه ندانند ( 45 )
شرح
وَ لَأَجْرُ الْآخِرَةِو هرآئينه مزد آخرت مر ايشان راأَكْبَرُبزرگتر است از غنيمتى كه در دنيا بديشان رسد آوردهاند كه حضرت عمر فاروق اعظم رض هرگاه كه يكى از مهاجران را عطا دادى گفتى بگير خداى ترا درين بركت دهد هذا ما وعدك اللّه فى الدنيا و ما ادّخر لك فى الآخرة فهو افضللَوْ كانُوا يَعْلَمُونَاگر باشند كفّار كه بدانند آنكه خداى مهاجران را در هر دو سراى مزد مىدهد هرآئينه ايشان موافقت نمايند در ايمان و هجرت يا اگر مهاجران بدانند زياده كنند در اجتهاد و مصابرتالَّذِينَ صَبَرُوامهاجران آنانند كه صبر كردند بر مفارقت وطن و آزار كفّاروَ عَلى رَبِّهِمْو بر پروردگار خوديَتَوَكَّلُونَتوكل مىكنند و كار خود را بدان تفويض مىنمايند آوردهاند كه قريش گفتند كه خداى از ان بزرگتر است كه بشر را به پيغمبرى فرستد بلكه فرشتگان را مبعوث گرداند تا خلق را به دو دعوت كنند ردّ قول ايشان را آيت آمد كهوَ ما أَرْسَلْناو نفرستاديم ما به رسالتمِنْ قَبْلِكَپيش از فرستادن توإِلَّا رِجالًامگر مردانى را از آدميان كه به زبان ملائكهنُوحِي إِلَيْهِمْوحى فرستاده مىشد بديشان و حفص به صيغه متكلّم مىخواند يعنى وحى مىفرستاديم بديشان ملخص سخن آنست كه سنت الهى بر آن جارى شده كه بشر را به رسالت فرستد نه ملك رافَسْئَلُواپس بپرسيدأَهْلَ الذِّكْرِاهل كتاب يعنى علماى ايشان راإِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَاگر هستيد شما كه نمىدانيد تا بدانيد كه انبياى گذشته همه بشر بودند كه مبعوث شده به امم و فرستاده گشتهبِالْبَيِّناتِبا معجزههاى روشنوَ الزُّبُرِو به كتابهاى نوشتهوَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَو فروفرستاديم به توالذِّكْرَقرآن را كه بسبب ياد كردن خداوند است سبحانه و تعالىلِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِتا روشن و هويدا كنى براى مردمانما نُزِّلَآنچه فرستاده شده است در ذكرإِلَيْهِمْبسوى ايشان از اوامر و نواهىوَ لَعَلَّهُمْو تا شايد كه ايشانيَتَفَكَّرُونَتفكّر كنند در آن و دانند كه اين كلام مخلوق نيستأَ فَأَمِنَ الَّذِينَآيا ايمن شدهاند آنان كهمَكَرُوا السَّيِّئاتِكردهاند مكرهاى بد يعنى براى هلاك انبياء ع حيلها انگيختهاند يا مراد جماعتىاند كه با پيغمبر ما عليه السلام مكر كردهاند مىفرمايد كه آيا ايشان خود را ايمن مىدانند و مىدارندأَنْ يَخْسِفَ اللَّهُاز آنكه فروبرد خداىبِهِمُ الْأَرْضَايشان را در زمين چنانچه قارون را فروبردأَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذابُيا ايمناند از آنكه بيايد بديشان عذاب الهىمِنْ حَيْثُ لا يَشْعُرُونَاز آنجا كه ندانند و اميد ندارند چنانچه بقوم لوط عليه السلام آمد .