تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
2 / 158 هر آئينه صفا و مروه از نشانهاى خداست پس هر كه حج خانه كند يا عمره بجا آرد پس بزه نيست بر وى در آنكه طواف كند در ميان اين هر دو و هر كه يكى بجا آرد پس خدا قبول‌كنندهء داناست ( 158 ) 2 / 159 هر آئينه آنان كه مىپوشند آنچه فرودآورده‌ايم از سخنان روشن و هدايت بعد از آنكه بيان كرديم آن را براى مردمان در كتاب آن گروه لعنت مىكند ايشان را خدا و لعنت مىكنند ايشان را لعنت‌كنندگان ( 159 ) 2 / 160 مگر كسانى كه توبه كردند و نيكوكارى پيش گرفتند و بيان كردند پس اين گروه به مهربانى بازمىگردم برايشان و منم بازگردندهء مهربان ( 160 ) 2 / 161 هر آئينه آنان كه كافر شدند و كافر مردند آن گروه بر ايشانست نفرين خدا و فرشتگان و مردمان همه يك‌جا ( 161 )
شرح
إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَبه درستى كه صفا و مروه و آن دو كوه‌اند در مكه كه طواف بديشان مىكنندمِنْ شَعائِرِ اللَّهِاز نشانهاى حج خانه خدا استفَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَپس هر كه قصد خانهء خدا كند باعمال مخصوصه حج در حالت احرامأَوِ اعْتَمَرَيا متوجه زيارت كعبه شود به عملهاى مختصه به عمرهفَلا جُناحَ عَلَيْهِپس برو هيچ گناهى نيستأَنْ يَطَّوَّفَ بِهِمادر آنكه طواف كند بديشان و سعى نمايد در ميان ايشان چون كفّار در جاهليّت طواف اين دو كوه مىكردند اهل اسلام را از ان شعار عار مىآمد حق تعالى فرمود كه طواف اين دو كوه در حج و عمره بجاى بايد آورد بىدغدغه كه آن از شعائر استوَ مَنْ تَطَوَّعَ خَيْراًو هر كه بطوع و رغبت خود عمل نيكو بجا آرد از زيادتى طواف يا حج و عمره بر سبيل تبرعفَإِنَّ اللَّهَ شاكِرٌپس به درستى كه خداى جزادهنده شكر گويندگان استعَلِيمٌدانا باعمال بندگانإِنَّ الَّذِينَبه درستى كه آنان كه از علماى يهود كه بحقد و حسديَكْتُمُونَمىپوشندما أَنْزَلْناآنچه فروفرستاديم مامِنَ الْبَيِّناتِاز سخنان روشن در توريت چون حكم رجموَ الْهُدىو راه نمودنى نعت و صفت مصطفىمِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُاز پس آنكه بيان كرده‌ايم آن هدى رالِلنَّاسِبراى بنى اسرائيلفِي الْكِتابِدر توريت يعنى ما آشكارا ساختيم و ايشان مخفى گردانيدندأُولئِكَآن گروه كه پوشندگان حق‌انديَلْعَنُهُمُ اللَّهُمىراند ايشان را خداى و از رحمت خود دور مىكندوَ يَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَو لعن مىكنند بر ايشان لعنت‌كنندگان يعنى ملائكه يا همه آفريدگان از جن و انس يا تمام مسلمانان و لعن لاعنان سؤال لعنت است از حق برين وجهه كه اللهم العنهم و همه اين طائفه سزاوار لعنتندإِلَّا الَّذِينَ تابُوامگر آنان كه بازگرديدند از شرك بايمان يا توبه كردند از كتمان نعت نبوىوَ أَصْلَحُواو بصلاح آورند كارهاى تباه شده راوَ بَيَّنُواو بيان كردند از صفات حضرت ع آنچه پنهان مىداشتندفَأُولئِكَپس ايشانند كه بسبب توبه و اصلاحأَتُوبُ عَلَيْهِمْبازگردم بر ايشان به رحمتوَ أَنَا التَّوَّابُو منم قبول‌كنندهء توبهء بندگانالرَّحِيمُمهربان كه تعجيل نه‌كنم در عقوبت ايشانإِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوابه درستى كه آنان كه كافر شدند از يهود بانكار نبوت محمد صوَ ماتُوا وَ هُمْ كُفَّارٌو بمردند و حال آنكه ايشان كافراند بكتمان حقأُولئِكَ عَلَيْهِمْآن گروه آنانند كه بر ايشان استلَعْنَةُ اللَّهِلعنت خدا بعد از مرگ ايشانوَ الْمَلائِكَةِو لعنت فرشتگانوَ النَّاسِ أَجْمَعِينَو لعنت همه مردمان مراد ازين ناس مؤمنانند كه انتفاع ايشان به انسانيت ثابت است