تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١

[ سوره يوسف ]

بنام خدا بخشاينده مهربان 12 / 1 اين آيتهائى كتاب روشن است ( 1 ) 12 / 2 هر آئينه ما فروفرستاديم آن را قرآن عربى ساخته باشد كه شما دريابيد ( 2 ) 12 / 3 ما قصه مىخوانيم بر تو بهترين قصّه خواندن بوحى فرستادن خود بسوى تو اين قرآن را و هر آئينه حال ( اينست ) كه تو بودى پيش از ان از بىخبران ( 3 ) 12 / 4 ( ياد كن ) چون گفت يوسف پدر خود را اى پدر من هر آئينه من بخواب ديدم يازده ستاره را و آفتاب و ماه را ديدم اينها را براى خود سجده‌كننده ( 4 )
شرح

سورة يوسف

مكّيّة و هى مائة و احدى عشرة آيةبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ - الردر كشف الاسرار آورده كه اين حروف از متشابهات قرآنست لا يعلم تاويله الا اللّه و گفته‌اند مراد تركيب اسماء حسناست اگر كسى داند چنانچه از الرحيم و نون الرحمن حاصل مىشود يا مختصراتست از اسماى الهى چنانچه الف از اللّه و لام از لطيف و را از رءوف يا از صفات او چنانچه الف از انفرادست و لام از لطف و را از رحمت گويا قسم ياد مىكند برين وجه كه بانفراد من به ربوبيت و بلطف من بر عارفان لطائف احديت و به رحمت من بر كافه بريّه جواب قسم چيستتِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْمُبِينِاين آيات آيتهاى كتاب مبين است يعنى سوره كه ظاهر است اعجاز آن يا هويداست معانى آن بر متأمل يا روشن‌كننده است قصّه را كه يهود سؤال كرده بودند چه در روايت آمده كه علماء يهود بعضى اشراف عرب را گفتند كه از محمد سؤال كنيد كه سبب انتقال آل يعقوب عليه السلام از شام بمصر چه بوده اين سوره نازل شدإِنَّا أَنْزَلْناهُبه درستى كه ما فروفرستاديم كتاب را مراد اين سوره استقُرْآناً عَرَبِيًّاقرآنى تازى و بعضى از قرا اين را قرآن گفته‌اند يعنى ما اين سوره را بلغت عرب فرستاديملَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَتا باشد كه شما فهم كنيد و بمعنى آن برسيد و حجت بر شما لازم شود چه اگر بلغت ديگر فرستيم شما در فهم آن عذر آريدنَحْنُ نَقُصُّما مىخوانيمعَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِبر تو بهترين قصّه كه خوانده مىشود در معالم گويد كه بهتر است به جهت اشتمال او بر عجائب و غرائب و حكمتها و عبرتها در عين المعانى آورده كه اين قصّه از قصهاى ديگر احسن‌ست چه صاحبش نيز از آدميان احسن بوده و در تيسير اعجب القصص گويد و صاحب بحر الحقائق گويد كه احسن‌ست به جهت آنكه مشابهتى تمام دارد باحوال انسان اگر تاويل كنند يوسف ع را بدل و يعقوب را بروح و راحيل را بنفس و قوى او دست و پا و حواس را به برادران يوسف ع و حضرت شيخ قدس سره برين منوال تمام قصّه را باحوال انسان تطبيق داده و چون درين ترجمه طريق اختصار مرعيست مجموع اخبار و روايات اين قصّه و تاويلات او با نكات و دقايق كه در هر آيتى گفته‌اند حواله بجواهر التفسير مىرود و اينجا به مجرد ايراد قصّه و ترجمه الفاظ اكتفا مىنمايد آورده‌اند كه بعضى از اصحاب رض گفتند يا رسول اللّه لو قصصت علينا اين سورة نازل شد كه ما بر تو مىخوانيم بهترين كلامى كه بعضى از ان در پى بعضى باشد يا خبر مىدهيم ترا بهترين خبرىبِما أَوْحَيْنا إِلَيْكَبوحى كردن ما بسوى توهذَا الْقُرْآنَاين سوره مقروء راوَ إِنْ كُنْتَو به درستى كه بودى تومِنْ قَبْلِهِپيش از نزول اين سورهلَمِنَ الْغافِلِينَاز ناآگاهان يعنى از دانستن اين قصّه غافل بودى و اين غفلت غير مذمومه استإِذْ قالَ يُوسُفُياد كن وقتى را كه گفت يوسف علِأَبِيهِمر پدر خود يعقوب را گويند كه يوسف ع در سن دوازده سالگى شب آدينه در كنار پدر خود بخواب بود ناگاه سراسيمه از خواب درآمد يعقوب ع گفت اى پسر ترا چه رسيد گفتيا أَبَتِاى پدر خوابى عجيب ديدمإِنِّي رَأَيْتُبه درستى كه من ديدم در خواب خودأَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباًيازده ستاره راوَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَو آفتاب و ماه را و من بر سر كوهى بلند بودم كه در حوالى آن انهار جارى و اشجار سبز بود كه از آسمان اين ستارگان و نيرين فرود آمدند و من در ايشان نگريستمرَأَيْتُهُمْديدم ايشان رالِي ساجِدِينَمرا سجده‌كنندگانند يعقوب ع دانست كه يوسف ع مرتبه رفيع يابد و برادران يازده‌گانه او كه ستارگان اشارت بديشان است يعقوب ع و زوجه او كه خاله يوسف ع هست شمس و قمر عبارت از ايشانست تعظيم و تكريم او بجا آرند و فكر فرمود كه اگر برادران او اين واقعه بشنوند و ايشان در تعبير خواب وقوف دارند هر آئينه قصد هلاك او كنند .