تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
11 / 2 به آن ( مضمون كه پيغامبر گويد ) عبادت مكنيد مگر خداى را هر آئينه من شما را از جانب او بيم‌كننده و بشارت‌دهنده‌ام ( 2 ) 11 / 3 و آنكه آمرزش طلب كنيد از پروردگار خود باز رجوع كنيد بسوى وى تا بهره‌مند سازد شما را به بهرهء نيك تا ميعاد معلوم و تا بدهد هر صاحب بزرگى را جزاى بزرگى او و اگر روىگردان شويد پس هر آئينه مىترسم بر شما از عذاب روز بزرگ ( 3 ) 11 / 4 بسوى خدا است بازگشت شما و او بر همه چيز توانا است ( 4 ) 11 / 5 آگاه باش اين كافران مىپيچند سينهاى خود را يعنى اعراض مىكنند مىخواهند كه تا پنهان شوند از خدا آگاه باش چون بر سر كشند جامهاى خود را مىداند آنچه پنهان مىدارند و آنچه آشكارا مىكنند هر آئينه او دانا است به سرى كه مالك سينها را است ( 5 )
شرح
أَلَّا تَعْبُدُوا *براى آنكه تا نپرستيدإِلَّا اللَّهَمگر خداى راإِنَّنِي لَكُمْبه درستى كه من مر شما رامِنْهُاز وى يعنى با مروىنَذِيرٌبيم‌كننده‌ام به عقوبت بر شرك و طغيانوَ بَشِيرٌو مژده‌دهنده به مثوبت بر توحيد و ايمانوَ أَنِ اسْتَغْفِرُواو ديگر احكام و تفصيل آيات براى آنست كه آمرزش طلبيدرَبَّكُمْاز پروردگار خود براى گناهان گذشتهثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِپس توبه كنيد به حضرت او از معاصى در زمان آيندهيُمَتِّعْكُمْتا برخوردارى دهد شما رامَتاعاً حَسَناًبرخوردارى نيكو يعنى عمر دراز ارزانى دارد تا مردم از شما منتفع گردند يا شما را زندگانى دهد در ايمنى و تندرستىإِلى أَجَلٍ مُسَمًّىتا وقتى كه نام برده شده كه آخر عمر مقدرست محققان گفته‌اند متاع حسن رضا است به‌آنچه دست دهد از نعمت و صبر بر آنچه روى نمايد از محنت در لطائف امام قشيرى قدس سره مذكور است كه برخوردارى نيكو آنست كه حاجت مردمان بر دست وى گذارده شودوَ يُؤْتِو تا بدهد خداىكُلَّ ذِي فَضْلٍمر هر خداوند فضلى را در دينفَضْلَهُثواب و جزاى فضل او هم در دنيا و هم در آخرت ابن مسعود رض فرموده كه ذو فضل كسى است كه حسنات او فاضل باشد از سيئات او جورجانى قدس سره گفته كه ذو فضل آنست كه در ديوان ازل بنام آن نشان فاضل نوشته باشند و هر آئينه بعد از وجود بدان شرف خواهد رسيد مصرع آن را كه بدادند ازو باز نگيرندوَ إِنْ تَوَلَّوْاو اگر شما اى كافران برگرديد از اسلام يا اعراض كنيد از متابعت منفَإِنِّيپس به درستى كه منأَخافُ عَلَيْكُمْمىترسم بر شماعَذابَ يَوْمٍ كَبِيرٍاز عذاب روز بزرگ كه قيامت است و در تيسير گويد كه روز بدر و گفته‌اند روز شدّت و مشقت و آن ابتلاى كفار بود بقحط و غلا تا حدى كه مرده و مردار مىخوردندإِلَى اللَّهِبسوى مجازات خدا استمَرْجِعُكُمْبازگشت شماوَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍو او بر همه چيزها از اعاده و اثابه و تعذيبقَدِيرٌتوانا است آورده‌اند كه جمعى از مشركان بىباك كه عداوت حضرت رسالت‌پناه ص مىورزيدند و به جهت مصلحت زمان در اخفاى آن مىكوشيدند روزى با يكديگر ملاقات نموده گفتند چون پرده‌ها فروگذاريم و خود را بجامها بپوشيم و سينهاى خود را فراگيريم در عداوت محمد ص كسى چگونه بر آن اطلاع يابد حق سبحانه آيت فرستاد كهأَلا إِنَّهُمْبدانيد كه ايشان يعنى كافرانيَثْنُونَ صُدُورَهُمْفراهم مىگيرند سينهاى خود را بر عداوت حبيب من يا دو تا مىگردانند آن را دو تا كردن سينه عبارت است از پوشيده داشتن راز در دل يعنى دشمنى پيغمبر در درون دل مىگيرندلِيَسْتَخْفُواتا پنهان دارندمِنْهُاز خداأَلا حِينَبدانيد كه آن هنگام كه ايشانيَسْتَغْشُونَ ثِيابَهُمْدر سركشند جامهاى خود را و بر فراش خود جاى گيرنديَعْلَمُمىداند خداىما يُسِرُّونَآنچه پنهان مىكنند در سينهوَ ما يُعْلِنُونَو مىداند آنچه آشكارا مىكنند به زبانها و سر و علانيه ايشان به نسبت علم وى يكسان استإِنَّهُ عَلِيمٌبه درستى كه او دانا استبِذاتِ الصُّدُورِبه اسرارى كه در سينها است و گويند ذات الصدور دلهااند حق سبحانه مضمرات آن را مىداند بيت اى كه در دل نهان كنى سرى * آنكه دل آفريده مىداند در اسباب نزول آورده كه اين آيت در شان اخنس ابن شريق نازل شده كه مردى سخن گداز و شيرين زبان بوده به ملازمت حضرت رسالت‌پناه ص آمدى و سخنان خوش‌آيند ادا كردى و لاف يك‌جهتى و هوادارى زدى اما ظاهرش بر خلاف باطنش بود درونش تيره و برونش روشن مىنمود و حق سبحانه خبث عقيدت او را بدين آيت آشكارا كرد تا كسى به صفاى ظاهرش از ظلمت باطنش غافل نگردد شيخ طريقت قدس سره فرمود كه منافق مشابه ما راست درونش زهر و بيرونش نقش و نگار است بيتصورتى ظاهر ندارد اعتبار * باطنى بايد مبرّا از غبار .