تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
بعد اسلام خويش و قصد كردند آنچه نيافتند و انكار نكردند مگر بر آنكه توانگر ساخت ايشان را خدا و رسول او از فضل خود پس اگر توبه كنند بهتر باشد ايشان را و اگر برگردند از توبه عذاب كند ايشان را خدا به عذاب درددهنده در دنيا و آخرت و نيست ايشان را در زمين هيچ كارساز و هيچ يارىدهنده ( 74 ) 9 / 75 و از ايشان كسى هست كه عهد بسته است با خدا البته اگر بدهد ما را از فضل خود صدقه دهيم و باشيم از نيكوكاران ( 75 )
شرح
بَعْدَ إِسْلامِهِمْبعد از اظهار اسلام خودوَ هَمُّواو قصد كردندبِما لَمْ يَنالُوابه‌آنچه نيافتند و مقصود ايشان اخراج پيغمبر ص و اجلاى مهاجران رض بوده از مدينه تا آنكه تاج سلطنت بر سر ابن ابىّ نهند و به پادشاهى بردارند او راوَ ما نَقَمُواو كينه نداشتند با رسول ص و مؤمنانإِلَّا أَنْ أَغْناهُمُ اللَّهُمگر آنكه بىنياز كرد خداى ايشان راوَ رَسُولُهُو فرستاده اومِنْ فَضْلِهِاز فضل و تكريم خود يعنى اهل مدينه محتاج و تنگ عيش بودند چون قدم مبارك سيّد عالم صلى اللّه عليه و سلّم بدانجا رسيد به بركت قدم آن حضرت غنايم بسيار بدست ايشان آمد توانگر شدند پس موجب عداوت پيغمبر نيافتند مگر آن را كه مستغنى شدند و گويند مولاى جلاس كشته شده بود حضرت رسالت‌پناه ص فرمود تا دوازده هزار درم به دو دادند توانگر شد و دو هزار درم زيادت برديت از فضل و كرم رسول بود اينجا بتعريض مىگويد سبب اين كينه و دشمنى نيست مگر آن توانگرىفَإِنْ يَتُوبُواپس اگر توبه كنند از نفاقيَكُباشد آن بازگشتخَيْراً لَهُمْبهتر مر ايشان راوَ إِنْ يَتَوَلَّوْاو اگر برگردند از توبه و مصر باشند بر نفاقيُعَذِّبْهُمُ اللَّهُعذاب كند خداى ايشان راعَذاباً أَلِيماًعذابى دردناكفِي الدُّنْيادر دنيا بكشتنوَ الْآخِرَةِو در آخرت بسوختنوَ ما لَهُمْ فِي الْأَرْضِو نيست مر ايشان را در زمينمِنْ وَلِيٍّدوستى كه دست گيردوَ لا نَصِيرٍو نه يارى كه عذاب از ايشان باز دارد منقول است كه جلاس بعد از نزول اين آيت توبه كرد و از جمله مخلصان اين امت محسوب شده آورده‌اند كه ثعلبه انصارى كه از جمله زهاد صحابه رض بود به ملازمت حضرت رسالت‌پناه ص آمده التماس نمود كه آن حضرت ص از خداى تعالى در خواهد تا او را توانگر گرداند چندانكه حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلّم او را پند داد كه ازين مدعا درگذرد سودمند نيفتاد حضرت رسالت‌پناه ص از خداى تعالى درخواست تا او را به دلخواه او مال دهد القصه تير دعا بهدف اجابت رسيده حق سبحانه بر گوسفندان او بركت كرد تا حدى كه در حوالى مدينه ايشان را جاى نماند روى به باديه آورد و از ؟ ؟ ؟ اجتماعات روز جمعه و نماز جماعت محروم شد و جز روز آدينه نمىتوانست آمد و بالاخره از آن نيز محروم ماند و چون عامل صدقات از نزد سيد كائنات عليه افضل الصلاة و اكمل التحيات به نزديك وى رفت و زكات طلبيد محبت مال او را بدان داشت كه از فرمان نبوى سركشيده گفت اينكه محمد ص عليه السلام از ما مىطلبد جزيه است پس زكات نداد و خبر به پيغمبر رسيد صحابه رض متعجب ماندند و اين آيت نازل شد كهوَ مِنْهُمْو از اهل نفاقمَنْ عاهَدَ اللَّهَكسى هست كه با خداى عهد كردلَئِنْ آتاناكه اگر بدهد ما را خداىمِنْ فَضْلِهِاز فضل خويش مالىلَنَصَّدَّقَنَّهر آئينه صدقه دهيم و اخراج زكات كنيموَ لَنَكُونَنَّو هر آئينه باشيم بتصدقمِنَ الصَّالِحِينَاز جمله نيكان و شايستگان .