9 / 67
مردان منافق و زنان منافق بعض ايشان از جنس بعضاند مىفرمايند به كار ناپسنديده و منع مىكنند از كار پسنديده و مىبندند دستهاى خود را فراموش كردند خدا را پس خدا فراموش ساخت ايشان را هر آئينه منافقان ايشانند فاسقان ( 67 )
9 / 68
وعده داده است خدا مردان منافق را و زنان منافق را و كافران را آتش دوزخ هميشهباشندگان در آنجا دوزخ بس است ايشان را و لعنت كرد ايشان را خدا و ايشان راست عذاب دايم ( 68 )
9 / 69
مانند آنان كه پيش از شما بودند زيادهتر از شما در قوت و بيشتر در اموال و اولاد پس بهرهمند شدند به نصيبهء خويش يعنى از دنيا پس شما نيز بهرهمند شديد به نصيبهء خويش چنان كه بهرهمند شدند آنان كه پيش از شما بودند به نصيبهء خويش يعنى از دنيا و شروع در هزل كرديد چنان كه ايشان شروع در هزل كردند آن جماعه نابود شده عملهاى ايشان در دنيا و آخرت و آن جماعه ايشانند زيانكاران ( 69 )
شرح
الْمُنافِقُونَمردمان منافقان كه سيصد نفر بودندوَ الْمُنافِقاتُو زنان منافقه كه صد و هفتاد بودندبَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍبرخى از ايشان از برخى ديگراند يعنى همه مشابه يكديگراند در نفاق و شقاقيَأْمُرُونَمىفرمايندبِالْمُنْكَرِبه كار زشت كه كفر است يا معصيت يا تكذيب پيغمبر عليه السلاموَ يَنْهَوْنَو بازميدارندعَنِ الْمَعْرُوفِاز نيكوئى كه ايمان است يا طاعت يا تصديق و متابعت حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّموَ يَقْبِضُونَو فرامىگيرندأَيْدِيَهُمْدستهاى خود را يعنى فرومىبندند از خيرات و صدقات يا از رفع براى دعا و مناجات سلمى رح فرموده كه از معاونت ضعفا و ارباب حاجاتنَسُوا اللَّهَترك كردند فرمانبردارى خدا رافَنَسِيَهُمْپس فروگذاشت ايشان را و بازداشت فضل خود را از ايشانإِنَّ الْمُنافِقِينَبه درستى كه منافقان زن و مرد ايشانهُمُ الْفاسِقُونَايشانند بيرونرفتگان از دائره ايمانوَعَدَ اللَّهُ الْمُنافِقِينَوعده داده است خدا مردان منافق راوَ الْمُنافِقاتِو زنان منافقه راوَ الْكُفَّارَو ناگرويدگان از مرد و زننارَ جَهَنَّمَآتش دوزخخالِدِينَ فِيهاجاويدان باشند در انهِيَ حَسْبُهُمْآن آتش بس است مر ايشان را براى عقوبتوَ لَعَنَهُمُ اللَّهُو دور كرده است خدا ايشان را از رحمت خودوَ لَهُمْو مر ايشان راست در آخرتعَذابٌ مُقِيمٌعذابى پاينده كه انقطاع نيابد يا در دنيا عذابى پيوسته دارند كه آن تعب نفاق و رنج حسدست رباعىاى آنكه ز تيرهحالى و بدروزى * در باطنت آتش نفاق افروزىدر هر نفست شعله غم بيشتر است * مىسوز و ران شعله كه خوش مىسوزىكَالَّذِينَاى منافقان هستيد شما مانند آنان كه بودندمِنْ قَبْلِكُمْپيش از شما يعنى امم ماضيهكانُوا أَشَدَّ مِنْكُمْبودند سختتر از شماقُوَّةًاز روى قوت يعنى به تن از شما قوىتر بودندوَ أَكْثَرَو بيشتر بودند از شماأَمْوالًا وَ أَوْلاداًاز روى مال و اولاد يعنى مال و فرزندان ايشان بيش از شما بودندفَاسْتَمْتَعْتُمْپس بهره گرفتندبِخَلاقِهِمْبنصيب خود از لذتهاى دنيا و از مال و فرزند بهره برداشتندفَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلاقِكُمْپس شما نيز تمتع گرفتيد بنصيب خويش آرزوهاى فانىكَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِينَهمچنانكه تمتع يافته بودند آنان كه بودندمِنْ قَبْلِكُمْپيش از شمابِخَلاقِهِمْبه بهره خويشوَ خُضْتُمْو خوض كرديد و شروع نموديد در باطلكَالَّذِي خاضُواهمچون خوضى كه گذشتگان خوض نمودند و بر آن رفتندأُولئِكَآن گروهحَبِطَتْنابود شد و تباه گشتأَعْمالُهُمْكردارهاى ايشانفِي الدُّنْيادر دنيا كه مال و فرزند ايشان به ايشان وفا نهكردوَ الْآخِرَةِو در آخرت كه ثوابى بر آن عملها مترتب نگشتوَ أُولئِكَو آن گروههُمُ الْخاسِرُونَايشانند زيانزدگان در هر دو جهان .