تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
9 / 37 جزين نيست كه نسى زيادتى است در كفر گمراه گردانيده مىشوند به آن كافران حلال مىشمرند آن ماه را يك سال و حرام مىشمرند آن را سال ديگر تا موافقت كنند با شمار آنچه حرام ساخته است خدا پس حلال سازند چيزىرا كه حرام ساخته است خدا آراسته كرده شده است براى ايشان كردارهاى بد ايشان و خدا راه نمىنمايد قوم كافران را ( 37 ) 9 / 38 اى مسلمانان چيست شما را كه چون بشما گفته مىشود بيرون آئيد در راه خدا گران شده ميل مىكنيد بسوى زمين آيا رضامند شديد به زندگانى دنيا عوض آخرت پس نيست متاع زندگانى دنيا در برابر آخرت مگر اندكى ( 38 )
شرح
إِنَّمَا النَّسِيءُجز اين نيست كه تاخير حرمت ماهى به ماه ديگرزِيادَةٌ فِي الْكُفْرِافزونى است در كفر زيرا كه تحليل ما حرّم اللّه و تحريم ما احل اللّه كفرى ديگر است كه با كفر ايشان انضمام مىيابديُضَلُّگمراه مىگرداند و حفص يضل به صيغه مجهول مىخواند يعنى گمراه گردانيده مىشوندبِهِبدين عملالَّذِينَ كَفَرُواآنان كه كافر شدند گمراهى زيادت بر زيادتيُحِلُّونَهُحلال مىدارند نسى را از اشهر حرامعاماًدر سالى و بجاى او ماه ديگر را حرام مىكنندوَ يُحَرِّمُونَهُو حرام مىدارند نسى راعاماًدر سالى ديگر و همان ماه حرام را كه حلال كرده بودند بر حرمت او مىگذارند و در آن سال كه تحليل ماه حرام كردند تحريم ماه حلال مىكنندلِيُواطِؤُاتا موافق سازند و تمام كنندعِدَّةَ ما حَرَّمَ اللَّهُشمار آن را كه خدا حرام كرده است چه گفته شد كه ايشان اشهر حرم را چهار ماه مىدانستندفَيُحِلُّواپس حلال مىكنند براى موافقت عددما حَرَّمَ اللَّهُآنچه خداى حرام كرده است بىمراعات وقتزُيِّنَ لَهُمْآراسته گردانيده شده است براى ايشان يعنى شيطان بياراسته است در دل ايشانسُوءُ أَعْمالِهِمْبدكردارهاى ايشان راوَ اللَّهُو خداىلا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَتوفيق رشد و هدايت ندهد ناگرويدگان را در ينابيع آورده كه جاهلان عرب در هر سالى چهار ماه را حرام مىداشتند خلق را از دست و زبان خود ايمن مىساختند مؤمنان مؤدب بدان سزاوارترند كه در همه ماهها مسلمانان را از ضرر خود سالم دارند و ايذا و آزار خلق به زبان و دست فروگذارند كه مكافات آزار آزارست و مجازات اضرار همان اضرار قطعهآزار دل خلق مجو بىسببى * تا برنكشند يار بىنيم‌شبىبر مال و جمال خويشتن تكيه مكن * كآن را به شبى برند و ابن را به تبىنقل است كه در سال نهم از هجرت كه حضرت رسالت‌پناه ص عازم غزوه تبوك شده هوا در غايت حرارت بود و اهل مدينه بسبب خشك‌سالى مقل الحال مىگذرانيدند چون فرمان رسيد كه اصحاب كمر جهاد بر ميان اجتهاد بسته عنان عزيمت بدان صوب معطوف سازند ايشان بسبب بعد مسافت و كثرت اعداى و قلت زاد و گرمى هوا به كراهت طبعى در رفتن تكاسل مىورزيدند آيت آمد كهيا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوااى كسانى كه گرويده‌ايدما لَكُمْچيست شما را كه براى اعلاى كلمه دينإِذا قِيلَ لَكُمُچون گويند مر شما را كه بجدى تمامانْفِرُوابيرون رويدفِي سَبِيلِ اللَّهِدر راه خدا و جهاد كنيد به اعداى ديناثَّاقَلْتُمْگران جنبيد و درنگ كنيد يعنى مايل شويدإِلَى الْأَرْضِبسوى زمين از روى كاهلى يا ميل كنيد به مزروعات ارض و ثمار آنأَ رَضِيتُمْآيا راضى شديد و خرسند گشتيدبِالْحَياةِ الدُّنْيابه زندگانى دنيامِنَ الْآخِرَةِاز ثواب آخرت اين چنين مكنيد و دنيا را به آخرت مگزينيدفَماپس نيستمَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيابرخوردارى از زندگانى دنيافِي الْآخِرَةِدر جنب سراى آخرت و نعيم آنإِلَّا قَلِيلٌمگر اندكى محقر و هيچ عاقل بزرگتر را از دست ندهد براى خردتر بيتمتاع اين جهان فانى و معيوب * نعيم آن جهان باقى و مرغوبچرا كس دولت باقى گذارد * به نعمتهاى فانى سر درآرد.
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 409 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )