تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
7 / 189 اوست آنكه پيدا كرد شما را از يك شخص و پيدا كرد ازان يك شخص زنش را تا آرام گيرد با وى پس چون جماع كرد مردى با زن خود بار گرفت بار سبك پس آمد و رفت كرد به آن بار سبك بعد ازان چون زن گران‌بار شد هر دو دعا كردند بجناب پروردگار خويش كه اگر فرزندى شايسته بدهى ما را باشيم از شكركنندگان ( 189 ) 7 / 190 پس چون داد خداى تعالى ايشان را فرزند شايسته مقرر كردند براى او شريكان در آنچه داده بود به ايشان پس بلندقدرست خدا از آنچه شريك مقرر مىكنند ( 190 ) 7 / 191 آيا اين مشركان شريك مقرر مىكنند چيزى را كه هيچ نمىآفريند و خود اين شريكان آفريده مىشوند ( 191 ) 7 / 192 و نمىتوانند براى پرستندگان خود يارى دادن و نه خود را يارى مىدهند ( 192 )
شرح
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْاوست يعنى خداى تعالى آن‌كس كه بيافريد شما رامِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍاز يك تن كه آدم ع استوَ جَعَلَ مِنْهاو بيافريد از جسد وى يعنى از ضلعى از اضلاع وىزَوْجَهاجفت او را كه حوّا است و اين آفريدن جهت آن بود كهلِيَسْكُنَ إِلَيْهاتا آرام گيرد آدم ع بوى و الفت پذيرد با وىفَلَمَّا تَغَشَّاهاپس آن هنگام كه پوشيد آدم حوّا را يعنى خلوت كرد با وىحَمَلَتْبار گرفت حوّاحَمْلًا خَفِيفاًبارى سبك كه آن نطفه آدم ع بود برحم او درآمدهفَمَرَّتْ بِهِپس مىگذشت به آن بار يعنى مىآمد و مىرفتفَلَمَّا أَثْقَلَتْپس آن هنگام كه گران شد حوا به آن بارى كه در شكم او بود يعنى فرزند بزرگ شد و حوا گران‌بار گشتدَعَوَا اللَّهَبخواندند آدم و حوا خدا رارَبَّهُماكه پروردگار ايشانست و گفتند خداوندالَئِنْ آتَيْتَنااگر بدهى ما راصالِحاًفرزندى درست خلقت كه مشابه ما باشد در صورتلَنَكُونَنَّهر آئينه باشيم مامِنَ الشَّاكِرِينَاز سپاسداران مر ترا بدان نعمت و مجد و قولى آنست كه چون حوا حامله شد ابليس بر صورت مجهوله بر حوا ظاهر گشت و گفت در شكم تو چه چيز است حوا جواب داد كه نمىدانم ابليس گفت شايد سبعى يا بهيمه باشد آنگاه پرسيد كه از كجا بيرون خواهد آمد حوا گفت مرا معلوم نيست ابليس گفت شايد از دهن يا از گوش يا از سوراخ بينى آيد يا شكم ترا بشگافند و بيرون آرند حوا بترسيد و صورت ماجرا بآدم ع در ميان آورد آدم نيز انديشه‌ناك شد و ابليس ديگرباره خود را بر صورت ديگر بر ايشان ظاهر كرده از سبب ملال حال ايشان پرسيد حال بازگفتند ابليس گفت غم مخوريد كه من اسم اعظم مىدانم و مستجاب‌الدعواتم از خدا در خواهم كه اين حمل را مثل شما بشرى راست خلقت گرداند و خروج به‌آسانى باشد به شرط آنكه او را عبد الحارث نام كنيد و نام ابليس در ميان ملائكه حارث بود حوا اين فريب را قبول كردفَلَمَّا آتاهُماپس آن هنگام كه عطا كرد خداى تعالى بديشانصالِحاًفرزندى صالح الجسم و تندرستجَعَلا لَهُگردانيدند آدم و حوا براى خداشُرَكاءَخداوند شركتى يعنى شريكى ساختند در اسم نه در عبادت يعنى بدل كردند عبد اللّه را بعبد الحارث بعضى درينجا مضاف تقدير مىكنند يعنى فلما آتا اولاد هما صالحا جعل اولادهما شركاء بعضى برآنند كه آن‌وقت كه داد حق تعالى آدم و حوّا را فرزند شايسته ايشان غيرى را شريك ساختند در عبادت و حفص شركاء مىخواند بلفظ جمع يعنى اولاد آدم ع ساختند شريكان مر خدا رافِيما آتاهُمادر آنچه داد اولاد آدم و حوا را صاحب كشاف و قاضى بيضاوى بر آن رفته‌اند كه نفس واحد قصيّست از اجداد پيغمبر ص كه خدا او را زوجه از جنس او يعنى قريشى و عربى كرامت فرمود و زن و شوهر شرط كردند كه اگر خداى تعالى ايشان را فرزندى شايسته دهد به شكرگزارى و سپاس‌دارى قيام نمايند حق سبحانه ايشان را چهار فرزند ارزانى داد و ايشان در تسميه آنها شريك پيدا كردند خداى را و عبد عزى و عبد قصى و عبد مناف و عبد الدار نام نهادندفَتَعالَى اللَّهُپس بزرگ است خدا و پاكعَمَّا يُشْرِكُونَاز آنچه براى او انباز مىگيرند در عبادت او قصى و اولاد او بر قول اوّل ضمير يشركون شامل است همه مشركان راأَ يُشْرِكُونَآيا انباز مىگيرند در عبادت منما لا يَخْلُقُ شَيْئاًآن چيز را كه نيافريند چيزى و قدرت ندارد . بر خلق اشياءوَ هُمْ يُخْلَقُونَو حال آنكه آن انبازان كه مىگيرند خود ايشان آفريده شده‌اند و مخلوق خالق نتواند بود بىشبهوَ لا يَسْتَطِيعُونَو نمىتوانند بتانلَهُمْبراى پرستندگان خودنَصْراًيارى دادنى در جر منفعت ايشان و يا فرياد رسيدنى در دفع مضرت از ايشانوَ لا أَنْفُسَهُمْو نه نفسهاى خود رايَنْصُرُونَيارى مىدهند در وقتى كه كسى ايشان را مىشكند يا با بألواث و ارواث آلوده مىسازد .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 370 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )