تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
متاع اين عالم خسيس را و مىگويند آمرزيده خواهد شد براى ما و اگر بيايد به ايشان متاعى مانند آن البته بگيرند آن را آيا گرفته نشده است بر ايشان آن عهد كه در توريت است كه نگويند بر خدا مگر سخن راست و خوانده‌اند آنچه در توريت است و سراى آخرت بهتر است پرهيزگاران را آيا فهم نمىكنيد ( 169 ) 7 / 170 و آنان كه تمسك مىكنند بكتاب و برپا داشتند نماز را هر آئينه ما ضائع نمىسازم مزد اين نيكوكاران ( 170 ) 7 / 171 و ياد كن چون برداشتيم كوه را بالاى ايشان گويا وى سايبانى است و گمان كردند كه آن كوه خواهد افتاد بر ايشان گفتيم بگيريد آنچه داديم شما را بجد تمام و ياد كنيد آنچه دروست تا بود كه شما در پناه باشيد از عذاب ( 171 )
شرح
عَرَضَ هذَا الْأَدْنىخواسته و متاع اين چيز فروتر كه دنياست مراد احبار زمان حضرت رسالت‌پناه‌اند ص حق سبحانه مىگويد كه در حكم رشوت مىگيرندوَ يَقُولُونَو مىگويندسَيُغْفَرُ لَنازود باشد كه بيامرزد ما را ادعاى ايشان آن بود كه گناه روز ايشان به شب و جرم شب ايشان بروز آمرزيده مىشود و ايشان اخذ رشوت را گناه مىدانستندوَ إِنْ يَأْتِهِمْو حال آنكه اگر بيايد بديشانعَرَضٌ مِثْلُهُخواسته از متاع دنيا مثل آن خواسته ديگر در حرمتيَأْخُذُوهُفرامىگيرند آن را و از آن توبه نمىكنند يعنى اميد مغفرت دارند با وجود اصرار بر اخذ رشوت و اكل حرامأَ لَمْ يُؤْخَذْآيا گرفته نشده استعَلَيْهِمْبر ايشانمِيثاقُ الْكِتابِعهد مذكور در توريتأَنْ لا يَقُولُواآنكه نگويندعَلَى اللَّهِبر خداإِلَّا الْحَقَّمگر سخن راست و ايشان دروغ گفتند در آنكه غفران خود را در شب و روز به حق سبحانه نسبت دادند و مىدانند كه دروغ مىگويند زيرا كه توريت با ايشانستوَ دَرَسُواو خوانده‌اندما فِيهِآنچه دروست و اين حكم در وى نديده‌اندوَ الدَّارُ الْآخِرَةُو رستگارى سراى ديگر كه عقباستخَيْرٌبهترست از عرض دنيالِلَّذِينَ يَتَّقُونَمر آنان را كه بپرهيزند از استحلال محارم و دروغ بر خداأَ فَلا تَعْقِلُونَآيا تعقل نمىكنند و حفص بخطاب مىخواند يعنى در نيابيد كه نعمت عقبى بهتر است از مال دنياوَ الَّذِينَ يُمَسِّكُونَ بِالْكِتابِو آنان كه نگاه مىدارند كتاب را و چنگ در ان مىزنند مراد مؤمنان اهل كتاب‌اند و كتاب درين آيت قرآنستوَ أَقامُوا الصَّلاةَو به پا دارند نماز را تخصيص صلاة به‌آنكه تمسك بكتاب مشتملست بر اقامت جميع عبادات جهت آن تواند بود كه نماز ستون دينست و اقامت دين موقوف بر اقامت آن - مثنوىخانه دين خويش را چو خدا * بر ستون نماز كرد به پابىشكى تا ستون بجاى بود * خانه دين حق به‌پاى بودإِنَّابه درستى كه مالا نُضِيعُضايع نمىكنيمأَجْرَ الْمُصْلِحِينَمزد كار به صلاح‌آرندگان كردار خود را بلكه به تمام بديشان رسانيموَ إِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَو ياد كن اى محمد ص براى يهود زمان خود چون بگسستيم و برداشتيم كوه طور رافَوْقَهُمْبر زبر ايشانكَأَنَّهُ ظُلَّةٌگوئى كه كوه سايبانيست بر سر ايشانوَ ظَنُّواو دانستندأَنَّهُآنكه كوهواقِعٌ بِهِمْفرود آينده است بر ايشان اگر حكم توريت قبول نه‌كنند چه خداى تعالى ازين خبر داده بودخُذُواگفتيم كه بگيريدما آتَيْناكُمْآنچه داديم شما را از احكامبِقُوَّةٍبجد تماموَ اذْكُرُواو پيوسته ياد كنيدما فِيهِآنچه در دست از اوامر و نواهىلَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَشايد كه پرهيزگارى كنيد و از جمله متقيان باشيد .