تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
7 / 166 پس چون تكبّر كردند از ترك آنچه منع كرده شد ايشان را ازان گفتيم ايشان را شويد بوزنگان خوار شده ( 166 ) 7 / 167 و ياد كن چون آگاه گردانيد پروردگار تو كه البته بفرستد بر ايشان تا روز قيامت كسى را كه برساند به ايشان عقوبت سخت هر آئينه پروردگار تو زود عقوبت‌كننده است و هر آئينه او آمرزنده مهربان است ( 167 ) 7 / 168 و پراگنده كرديم بنى اسرائيل را در زمين گروه گروه بعض از ايشان شايسته‌كارانند و بعض از ايشان سواى اينند و امتحان كرديم ايشان را بنعمتها و مشقتها تا بازگردند يعنى بسوى راه راست ( 168 ) 7 / 169 پس از پس در آمدند بعد از ايشان جانشينان بد كه وارث توريت شدند اختيار مىكنند
شرح
فَلَمَّا عَتَوْاپس آن هنگام كه گردن كشيدندعَنْ ما نُهُوا عَنْهُاز ان چيزى كه نهى كرده شده بودند از ان يعنى صيد ماهىقُلْنا لَهُمْگفتيم ما مر ايشان را كهكُونُوا قِرَدَةًگرديد بوزنگانخاسِئِينَدورشدگان و نااميدان از رحمت آورده‌اند كه ناهيان بعد از آنكه از پند پذيرفتن ايشان نااميد شدند ترك مساكنت نموده ميان خانهاى خود و ايشان ديوارى كشيدند و درى بمحله خود نشانده و راه آمد و شد بمساكن ايشان دربستند روزى از محله خود بيرون آمدند و كسى از محله فاسقان بيرون نيامده بود در تفحّص افتادند همه را يافتند بوزنه شده و هر بوزنه گرد كسان خود گريه كنان مىگشت و روى در جامه ايشان مىماليد سه روز زنده بودند و روز چهارم مردندوَ إِذْ تَأَذَّنَو ياد كن اى محمد ص چون آگاهى دادرَبُّكَآفريدگار تو يا سوگند خوردلَيَبْعَثَنَّ عَلَيْهِمْكه برانگيزد بر يهودإِلى يَوْمِ الْقِيامَةِتا روز رستخيزمَنْ يَسُومُهُمْكسى را كه بچشاند ايشان راسُوءَ الْعَذابِعذابى سخت چون قتل و اجلا و ضرب و جزيه گفته‌اند بخت‌نصر بابلى بقتل و اسر ايشان اقدام كرد و بعد از ان ملوك فرس ايشان را مىرنجانيدند و باج مىگرفتند تا زمانى كه رسالت‌پناه ص مبعوث شد حكم فرمود به مقاتله ايشان تا اسلام آرند يا جزيه قبول كنند و اين حكم تا به قيامت باقيستإِنَّ رَبَّكَبه درستى كه پروردگار تولَسَرِيعُ الْعِقابِزود عقوبت‌كننده است مر كافران راوَ إِنَّهُو به درستى كه اولَغَفُورٌآمرزگارست هرك را توبه كند و طلب مغفرت نمايدرَحِيمٌمهربان است كه بعد از توبه به گناه نگيردوَ قَطَّعْناهُمْو پراگنده كرديم بنى اسرائيل رافِي الْأَرْضِ أُمَماًدر زمين جماعتها يعنى هيچ ولايتى نيست كه در ان يهودى نباشدمِنْهُمُ الصَّالِحُونَبعضى از ايشان شايستگانند بدين موسى متدين شده تغير به حال ايشان راه نيافته يا مراد آنهااند كه به حضرت پيغمبر ما ايمان آوردند يا آنها كه در شب معراج به آن حضرت گرويدندوَ مِنْهُمْو از ايشان هستنددُونَ ذلِكَفرود از صالحان يعنى كفره و فسقهوَ بَلَوْناهُمْو بيازموديم ايشان رابِالْحَسَناتِبه نيكوئيها چون عيش و غنا و صحتوَ السَّيِّئاتِو به بديها چون شدّت و فقر و مصائب نفس و ماللَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَتا شايد كه بازگردند به خدا و از معصيت به طاعت گردانيد ايشان را در نعمت شكر مىبايست كرد بطر و استغنا ظاهر مىكردند و گفتند ان اللّه فقير و نحن اغنياء و در محنت صبر بايست كرد آغاز ناسزا كرده گفتنديَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌپس بر محك اختيار تمام عيار بيرون نيامدند بيت خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان * تا سيه‌روى شود هر كه درو غش باشدفَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْپس از پس درآمدند صالحان راخَلْفٌپس‌آمدگانوَرِثُوا الْكِتابَميراث گرفتند توريث را يعنى چون بياموختند علم آن را از پدرانيَأْخُذُونَفرامىگيرند .