تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
آب‌خور خود را و سايبان ساختيم بر ايشان ابر را و نازل كرديم بر ايشان من و سلوى را گفتيم بخوريد از پاكيزه‌هاى آنچه روزى داده‌ايم شما را و ايشان بر ما ستم نه كردند و ليكن بر خويشتن ستم مىكردند ( 160 ) 7 / 161 و ياد كن چون گفته شد ايشان را كه ساكن شويد درين ديه و بخوريد ازين ديه هرجا كه خواسته باشيد و بگوئيد حطة و داخل شويد به دروازه سجده‌كنان تا بيامرزيم براى شما گناهان شما را زياده خواهيم داد نيكوكاران را ( 161 ) 7 / 162 پس بدل كردند ستمكاران از بنى اسرائيل سخنى غير آنچه فرموده شده ايشان را پس فرستاديم بر ايشان عقوبتى از آسمان بمقابله آنكه ستم مىكردند ( 162 )
شرح
مَشْرَبَهُمْآبشخور خود را و به آبشخور غير خود ميل نمىكردندوَ ظَلَّلْناو سايبان ساختيمعَلَيْهِمُ الْغَمامَبر ايشان ابر را تا از حرارت آفتاب متأذى نشوندوَ أَنْزَلْناو فروفرستاديمعَلَيْهِمُ الْمَنَّبر ايشان مانند ترنجبين چيزى شيرينوَ السَّلْوىو مرغى مشابه سمانى و گفتيمكُلُوابخوريدمِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْاز پاكيزه‌ها آن چيزى كه بمحض عنايت روزى داده‌ايم شما را و ذخيره منهيد ايشان خلاف فرمان كرده از من و سلوى ذخيره نهادند و فاسد گشتوَ ما ظَلَمُوناو ستم نكردند بر مادران ذخيره كردنوَ لكِنْ كانُواو ليكن بودند كه از نافرمانىأَنْفُسَهُمْبر نفسهاى خوديَظْلِمُونَستم مىكردندوَ إِذْ قِيلَ لَهُمُو ياد كن چون گفته شد مر بنى اسرائيل را بعد از محاربه جباران و ظفر بر ايشان كهاسْكُنُواساكن شويدهذِهِ الْقَرْيَةَدرين ديه اريحا يا ايلياوَ كُلُواو بخوريدمِنْهااز ميوه‌ها و حبوب آنحَيْثُ شِئْتُمْاز هرجا كه خواهيدوَ قُولُوا حِطَّةٌو بگوئيد درخواست ما حطه است يعنى وضع كن گناهان ما را از ماوَ ادْخُلُوا الْبابَو درآييد بدرى از درهاى اين ديهسُجَّداًدر حالتى كه سجده‌كنندگان باشيد يا منحنىشدگان از تواضعنَغْفِرْ لَكُمْتا بيامرزيم شما راخَطِيئاتِكُمْگناهان شما راسَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَزود باشد كه افزون گردانيم جزاى نيكوكاران را يعنى زيادت دهيم ايشان را ثواب و درجاتفَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُواپس تبديل و تغيير دادند آنان كه بر خود ستم كردندمِنْهُمْاز بنى اسرائيلقَوْلًاسخن مأمور به راغَيْرَ الَّذِيبه غير آنكهقِيلَ لَهُمْگفته شده بود مر ايشان را يعنى بدل حطّة گفتند حبّة فى شعرة و اين از روى استهزا بودفَأَرْسَلْناپس فرستاديم ماعَلَيْهِمْبر تغيّردهندگانرِجْزاًعذابىمِنَ السَّماءِاز آسمان كه صاعقه بود يا طاعونبِما كانُوا يَظْلِمُونَبسبب آنچه بودند كه ستم كردند يعنى لفظى را در غير موضع آن وضع نمودند .