نيست اين حادثه مگر امتحان تو گمراه مىكنى به آن هر كرا خواهى و راه مىنمائى به آن هر كرا خواهى تو كارساز مائى پس بيامرز ما را و مهربانى كن بر ما و تو بهترين آمرزندگانى ( 155 )
7 / 156
و بنويس يعنى مقدر كن براى ما درين دنيا نيكى و در آخرت نيز نيكى هر آئينه ما رجوع كرديم بسوى تو گفت خدا عذاب من مىرسانمش بهر كه خواهم و مهربانى من احاطه كرده است هر چيز را پس خواهم نوشت رحمت كامله خود را براى كسانى كه پرهيزگارى مىكنند و زكات مىدهند و كسانى كه ايشان بآيات ما معتقد مىشوند ( 156 )
شرح
إِنْ هِيَنيست اين كردار ايشانإِلَّا فِتْنَتُكَمگر آزمايش و ابتلاى تو مر بندگان را يعنى اينان را كلام خود شنوانيدى تا طمع در رويت كردند و از گوساله آوازى پديد ساختى تا رو بوى آوردند در كتاب فصل الخطاب خواجه محمد ص پارسا مذكور است كه حق سبحانه موسى ع را در مقام بسط بداشت تا بكمال حال انس رسيده از روى دلال برين جرأت اقدام فرمود و دلال در مرتبه محبوبيتست چنانچه در قوت القلوب فرمود و من ادلال المحبين من المستانسين مناجاة برزخ العبد الاسود الى قوله يضحكنى كل يوم ثلث دفعات و حضرت مولوى قدس سره فرموده كه گستاخى عاشق ترك ادب نيست عين ادبست مثنوىگفتگوى عاشقان در كار رب * جوشش عشقست نى ترك ادبهر كه كرد از جام حق يك جرعه نوش * نى ادب ماند درو نى عقل و هوشو هم از مقام بسط است اين سخن موسىتُضِلُّ بِها مَنْ تَشاءُگمراه مىگردانى بدان فتنه و ابتلا هرك را مىخواهى كه گمراه شودوَ تَهْدِي مَنْ تَشاءُو راه مىنمائى هم بدان هر كه را مىخواهى كه راه يابدأَنْتَ وَلِيُّناتوئى يار ما و متولى كار مافَاغْفِرْ لَناپس بيامرز ما راوَ ارْحَمْناو ببخشاى بر ماوَ أَنْتَ خَيْرُ الْغافِرِينَو تو بهترين آمرزندگانىوَ اكْتُبْ لَناو بنويس براى ما يعنى ثابت كن يا عطا كن ما رافِي هذِهِ الدُّنْيادرين سراىحَسَنَةًنيكوئى كه قبول توبه است يا توفيق طاعت يا روزى حلال يا صدق مقالوَ فِي الْآخِرَةِو در آن سراى هم نيكوئى ده ما را كه مغفرت است يا جنّت يا سعادت رؤيتإِنَّا هُدْنا إِلَيْكَبه درستى كه ما بازگشتيم بسوى توقالَگفت خداعَذابِيعذاب من از صفت او آنست كهأُصِيبُ بِهِمىرسانم او رامَنْ أَشاءُهرك را مىخواهم يعنى كفّاروَ رَحْمَتِي وَسِعَتْو رحمت من از صفت او آنست كه رسيده استكُلَّ شَيْءٍبه همه چيز يعنى شامل است در دنيا مؤمن و كافر را به دادن جان و فرستادن روزى و گفتهاند رحمت تعاطف است كه حق تعالى بخلق ارزانى داشته تا بدان بر يكديگر مهربانى مىورزند يا رحمت توبه است كه على العموم در اين رحمت بر همه گشوده و همه را باتصال بدين رحمت دعوت فرمود كه توبوا الى اللّه جميعا و نزد محققان رحمت دو است يكى رحمت ذاتيه كه آن را مطلقه و امتنانيه گويند و آن رحمتيست همه چيز را فرارسيده چنانچه فرموده و رحمتى وسعت كل شيء و نتيجه او عطا دادنست بىسابقه سؤال سائل و بىوسيله حاجت محتاج بىثبوت استحقاق معطى له بوجهى از وجوه كما اشار اليه فى المثنوىاى بداده رايگان صد چشم و گوش * نى ز رشوت بخش كرده عقل و هوشدر عدم ما مستحقان كى بديم * كه بدين جان و بدين دانش شديمما نبوديم و تقاضا ما نبود * لطف تو ناگفته ما مىشنوددوم رحمت وجوبيه كه مقيده نيز خوانند و آنهمه از رحمت ذاتيه فائز شده و استحقاق بنده مر آن رحمت را هم نتيجه رحمت امتنانيه است كه چنانچه قبل از سابقه خدمت و رابطه دعوت استحقاق وجود ارزانى فرموده و بعد از فيض وجود استعداد استفاده و قابليت استفاضه داد و رحمت وجوبيه را مقيد از جهت آن گويند كه مقيدست به شرطى چند از اقوال و افعال چنانچه فرمودفَسَأَكْتُبُهاپس زود باشد كه ثابت سازم اين رحمت رالِلَّذِينَ يَتَّقُونَبراى آنان كه پرهيز كنند از شركوَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَو بدهند زكات مفروضه راوَ الَّذِينَ هُمْو براى آنان كه ايشانبِآياتِنابآيات منزله مايُؤْمِنُونَمىگروند قتاده رح گويد كه يهود و نصارى تمناى اين رحمت نموده گفتند كه ما بآيات ايمان داريم و زكات مال ادا مىكنيم پس براى ما ثابت خواهد بود حق تعالى رشته اميد ايشان را منقطع ساخته آن رحمت را بدين امت تخصيص داد كه متقيان و مؤمنان كه رحمت براى ايشان مىنويسم .