تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1373

مساهمون:

ص١٣٧٣

[ سوره عاديات ]

بنام خداى بخشندهء مهربان 100 / 1 قسم به به اسبان تيزدونده بوجهى كه از دم پر شوند ( 1 ) 100 / 2 پس قسم به اسبان آتش برآرنده به آنكه بنعل خود سنگ را بزنند ( 2 ) 100 / 3 پس به اسبان غارت‌كننده چون در وقت صبح درآيند ( 3 ) 100 / 4 پس برانگيزند به آن وقت غبار را ( 4 ) 100 / 5 پس درآيند به آن‌وقت در ميان جماعتى يعنى از اعدا ( 5 ) 100 / 6 هر آئينه آدمى به نسبت پروردگار خود ناشكرگزارست ( 6 ) 100 / 7 و هر آئينه آدمى بر ناسپاسى خود مطلع است ( 7 ) 100 / 8 و هر آئينه آدمى در دوست داشتن مال مبالغه‌كننده است ( 8 ) 100 / 9 آيا نمىداند كه چون برانگيخته شود هر آنچه در گورها باشد ( 9 ) 100 / 10 و ظاهر ساخته شود هر آنچه در سينها باشد ( 10 ) 100 / 11 هر آئينه پروردگار ايشان باحوال ايشان آن روز خبردارست ( 11 )
شرح

سورة العاديات

مكّيّة و قيل مدنيّة و هى احدى عشرة آيةبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ- حضرت رسالت‌پناه صلى اللّه عليه و سلّم منذر بن عمرو انصارى رض را با خيلى از اصحاب رض بقبيله بنى ؟ ؟ ؟ فرستاد و فرمود كه فلان روز بوقت صبح بايد كه بر ايشان رسيد و غارت كنيد و فلان روز بازآئيد ايشان چنان كردند و در بازآمدن بسبب عبور بر آبى بزرگ توقفى افتاد و منافقان زبان دراز كرده با يكديگر مىگفتند كه تمام آن سريّه در باديه بليّه هلاك شده‌اند و كسى كه خبر ايشان برساند نمانده اين سخن به مؤمنان رسيده اندوهناك شدند حق سبحانه براى خوشدلى اهل ايمان از حال آن سپاه بفرستادن اين سوره خبر داد كهوَ الْعادِياتِ ضَبْحاًسوگند به اسبان دونده كه بوقت دويدن نفس زنند نفس زدنى به آوازى كه صهيل بودفَالْمُورِياتِ قَدْحاًپس بيرون‌آرندگان آتش از سنگ بسمهاى خويش يعنىبسم منعّل و سنگ زير سم آتش زنند آتش زدنىفَالْمُغِيراتِ صُبْحاًپس قسم به غارت‌كنندگان و وقت صبح مراد راكبان ايشانندفَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاًپس برانگيختند آن اسپان بوقت سفيده دم غبارى در كنار آن قبيلهفَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاًپس به ميان درآمدند بدان وقت گروهى را از دشمنان دينإِنَّ الْإِنْسانَبه درستى كه انسان مراد ابن ابىّ منافق است با جمع خود اراجيفها در ميان مردم مىافگندند يا مراد مطلق انسان استلِرَبِّهِ لَكَنُودٌمر پروردگار خود را ناسپاس است و گويند آيت در شان ابو حاجبست امام ابو الليث آورده است كه سه نفر از عرب در يك عصر يگانه بودند هر يكى در صفتى اشعث در طمع و ابو حاجب در بخل و حاتم در سخا حق سبحانه قسم ياد مىكند كه ابو حاجب بخيل است و اندك خير و گفته‌اند كنود آن باشد كه محنت برشمارد و از نعمت ياد نيارد و در حديث ابو امامه رضى اللّه عنه هست كه كنود آن است كه تنها خورد و عطا نكند و بنده را بزندوَ إِنَّهُ عَلى ذلِكَ لَشَهِيدٌو به درستى كه خداى بر بخل و كفران او هر آئينه گواه است يا انسان بر كنود خود گواه است به جهت ظهور اثر آن ازووَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌو به درستى كه انسان براى دوستى مال هر آئينه سخت است يعنى بخل وى به‌غايت رسيده شيخ الاسلام قدس سره فرمود كه اگر مال را دوست مىدارى بده تا باز به تو دهند و براى وارث منه كه داغ حسرت بر دل تو نهند نظممال همان به كه بياران دهى * گر ندهى به كه به خاكش نهىزر ز پى منفعت است اى حكيم * بهر نهادن چه سفال و چه سيمزر از بهر خوردن بود اى پسر * براى نهادن چه سنگ و چه زرأَ فَلا يَعْلَمُ إِذا بُعْثِرَآيا نمىداند انسان كه چون ظاهر گردد و بيرون آورده شودما فِي الْقُبُورِآنچه در گورهاست يعنى امواتوَ حُصِّلَ ما فِي الصُّدُورِو حاضر كرده شود در سينها يعنى به ميان آرند و خير و شر آن را متميّز سازند جواب اذا اينست كه خداى تعالى پاداش خواهد دادإِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْبه درستى كه آفريدگار ايشان باقوال و افعال ايشانيَوْمَئِذٍ لَخَبِيرٌآن روز رستخيز هر آئينه دانا است و بر جزا دادن توانا است .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1373 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )