تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1371

مساهمون:

ص١٣٧١
98 / 4 و متفرق نشدند اهل كتاب مگر بعد از آنكه آمد به ايشان حجت ظاهر ( 4 ) 98 / 5 و فرموده نشد ايشان را مگر آنكه عبادت كنند خداى را خالص ساخته براى او پرستش را متدين بدين ابراهيم شده و برپا دارند نماز را و بدهند زكات را و اين است احكام ملّت درست ( 5 ) 98 / 6 هر آئينه آنان كه كافر شدند از اهل كتاب و مشركان در آتش دوزخ باشند جاويدان آنجا ايشانند بدترين خلق ( 6 ) 98 / 7 هر آئينه آنان كه ايمان آوردند و كارها شايسته كردند ايشانند بهترين خلق ( 7 ) 98 / 8 جزاء ايشان نزديك پروردگار ايشان بوستانهاى هميشه باشيدن است مىرود زير آن جويها جاويدان آنجا هميشه خوشنود شد خدا از ايشان و خوشنود شدند ايشان از خدا اين وعده كسى را است كه بترسد از پروردگار خود ( 8 )
شرح
وَ ما تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَو متفرق نشدند يعنى اختلاف نكردند در شان محمد صلى اللّه عليه و سلّم آنان كه داده شده‌اند كتاب راإِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّنَةُمگر از پس آنكه آمد بديشان پيغمبر يعنى پيش از بعثت آن حضرت همه مجتمع بودند بر تصديق وى و بعد از ان كه مبعوث شد مختلف شدند بعضى گرويدند بوى و برخى كافر شد -وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَو امر كرده نشدند اهل كتاب مگر آنكه پرستش كنند خداى رامُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَپاك كنندگان براى خدا كيش خود را يعنى از شك و الحاد پاكيزه باشندحُنَفاءَميل‌كنندگان از عقايد باطله بدين اسلاموَ يُقِيمُوا الصَّلاةَو ديگر ماموراند به‌آنكه بگذارند نماز مفروضه را در اوقات آنوَ يُؤْتُوا الزَّكاةَو بدهند زكات واجب را به محل آنوَ ذلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِو آنچه مأمور شده‌اند بدان همان دين و ملّت راست استإِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوابه درستى آنان كه نگرويدندمِنْ أَهْلِ الْكِتابِاز اهل كتاب يعنى يهود و نصارىوَ الْمُشْرِكِينَ فِي نارِ جَهَنَّمَو از مشركان يعنى بت‌پرستان در آتش دوزخ باشند روز قيامتخالِدِينَ فِيهاجاويدان در انأُولئِكَايشانندهُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِآن گروه ايشان بدترين همه آفريدگانندإِنَّ الَّذِينَ آمَنُوابه درستى كه آنان كه گرويدندوَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِكرده‌اند عملهاى پاك و ستودهأُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِآن گروه ايشانند بهترين همه آفريدگانجَزاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْپاداش اينان كه خيرالخلق‌اند نزديك پروردگار ايشانجَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِيبوستانهاى اقامت است كه مىرودمِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُاز زير اشجار آن جويها چه بوستان بىآب روان نشايدخالِدِينَ فِيها أَبَداًپايندگانند ايشان در آن بهشتها هميشه تاكيد خلود استرَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْخوشنود باشد خداى از ايشان و طاعتهاى ايشانوَ رَضُوا عَنْهُو خوشنود باشند ايشان از خدائى به دادن ثواب بىحساب بديشان و ايشان را به منتهاى مرادات و غايت انعامات يعنى دولت لقا كه مطلب اعلى و مقصد اقصى باشد برسانند بيتدارند هر كس از تو مرادى و مطلبى * مقصد ما ز دنيا و عقبى لقاى تستذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُآنچه مذكور شد از جنّت و رضوان براى آن كس است كه بترسد از عقوبت پروردگار خود بموجبات شوبات اشتغال نمايد .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1371 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )