77 / 28
واى آن روز دروغ شمارندگان را ( 28 )
77 / 29
گفته شود برويد بسوى چيزى كه آن را دروغ مىشمرديد ( 29 )
77 / 30
گفته شود برديد بسوى سايه صاحب سه شعبه ( 30 )
77 / 31
نه سايه سرد باشد و نه كفايت كند از گرمى آتش ( 31 )
77 / 32
هر آئينه آن آتش مىافگند شررها مانند كوشك ( 32 )
77 / 33
گويا آن شراره شتران زرد است ( 33 )
77 / 34
واى آن روز دروغ شمارندگان را ( 34 )
77 / 35
اين روز روزى است كه سخن نگويند ( 35 )
77 / 36
و نه دستورى داده شود ايشان را تا عذر تقرير نمايند ( 36 )
77 / 37
واى آن روز دروغ شمارندگان را ( 37 )
77 / 38
اين روز فيصل كردنست جمع كرديم شما را با پيشينيان ( 38 )
شرح
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍوادى جهنم در روز رستخيزلِلْمُكَذِّبِينَمر تكذيبكنندگان راست كه به امثال اين نعمت اعتراف نكنند او مكذبان را در ان روز گويندانْطَلِقُوابرويدإِلى ما كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَبسوى آن چه بوديد كه تكذيب آن مىنموديد يعنى آتش دوزخ و عذاب آن راانْطَلِقُوابرويدإِلى ظِلٍّبسوى سايهذِي ثَلاثِ شُعَبٍخداوند سه شاخلا ظَلِيلٍنه سايه خنك داديم كه درو راحت باشدوَ لا يُغْنِيو دفع نكند از دوزخىمِنَ اللَّهَبِاز حرارت زبانه آتش چيزى را مراد سايه دود دوزخ است كه از بزرگى و بسيارى متفرق مىشود به شبها و هر شعبه به طرفى مىرود و در معالم آورده كه دخان از دوزخ بيرون آيد و ازو سه شعبه منشعب گردد يكى نور و آن بر سر مؤمنان سايه افگند و يكى دخان و آن بر فرق منافقان متوقف گردد و يكى زبانه خالص و آن بالاى كافران بايستد و در انوار آورده كه هر سه شعب دخان جهنّم باشد يكى بر فرق كافر قرار گيرد و يكى بر يمين وى و ديگرى بر يسار وى و مؤدى بدين عذاب قوت واهمه است در دماغ و غضبيه است بر يمين قلب شهويه بر يسار وى و هر كه خواهد كه فردا از ان آفات دخان كه ظل من يحموم اشارت بدان است ايمن گردد امروز بنور عقل متمسك شده از تيرگى صفت بهيمى و سبعى بايد گذشت نظم -ز تاريكى خشم و شهوت حذر كن * كه از دود آن چشم دل تيره گرددغضب چون درآيد رود عقل بيرون * هوا چون شود چيره جان خيره گرددإِنَّهابه درستى كه دوزختَرْمِي بِشَرَرٍمىافگند در ان روز شرارهها كه هر شرارهكَالْقَصْرِمانند كوشكى عظيمكَأَنَّهُگويا كه آن شررجِمالَتٌ صُفْرٌشتران زرداند به رنگ آتش دوزخ و بعضى گويند صفر بمعنى سود است و چون آتش دوزخ سياه است شراره او نيز سياه باشد و تشبيه شراره بقصر جهت عظمت است و به شتران زرد يا سياه جهت لون و كثرت و تتابع و اختلاط و سرعت حركتوَيْلٌ يَوْمَئِذٍمشقت بسيار آن روزلِلْمُكَذِّبِينَمر دروغگويان راست كه صفت دوزخ و شراره آن را باور ندارندهذااين روزيَوْمُ لا يَنْطِقُونَروزى است كه كافران سخن نگويند يعنى در بعضى مواقف يا ناطق نشوند به حجّت بر خداىوَ لا يُؤْذَنُ لَهُمْو دستورى ندهند مر ايشان رافَيَعْتَذِرُونَتا عذرخواهى كنند و عذر نيز سود نداردوَيْلٌ يَوْمَئِذٍكرب و اندوه آن روزلِلْمُكَذِّبِينَمر آنان راست كه تكذيب كنند مر اين خبرها راهذا يَوْمُ الْفَصْلِاين روز جدا كردن است ميان محق و مبطلجَمَعْناكُمْجمع كرديم شما را اى مكذبان اين امتوَ الْأَوَّلِينَو پيشينيان را كه تكذيب رسل گذشته كردند .