تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1311

مساهمون:

ص١٣١١

[ سوره مدثر ]

بنام خداى بخشاينده مهربان 74 / 1 اى مرد جامه بر خود پيچيده ( 1 ) 74 / 2 برخيز پس بترسان ( 2 ) 74 / 3 و پروردگار خود را به بزرگى ياد كن ( 3 ) 74 / 4 و جامهاى خود را پاك سازد ( 4 ) 74 / 5 و پليدى را دور كن ( 5 ) 74 / 6 و نيايد كه چيزى بدهى زياده‌طلب‌كنان ( 6 ) 74 / 7 و براى حكم پروردگار خويش شكيبائى ورز ( 7 ) 74 / 8 پس وقتى كه دميده شود در صور دشوار شود ( 8 ) 74 / 9 حال آن وقت دران روز وقت دشوار باشد ( 9 )
شرح

سورة المدّثّر

مكّيّة و هى ستّ و خمسون آيةبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِجابر بن عبد اللّه رضى اللّه عنه ، نقل مىكند از حضرت رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلّم كه در زمان فترت وحى به راهى مىرفتم ناگاه از آسمان آوازى شنيدم چشم بالا كردم ديدم كه همان ملك كه در غار حرا به من آمده بود بر كرسى نشسته است ميان زمين و آسمان از سطوت هيبت و عظمت هيكل او خوفى بر من طارى شد به خانه بازگشتم و گفتم مرا پوشانيد جامها بر من بپوشانيدند و من در انديشه آن حال بودم كه حضرت ذو الجلال عم نواله وحى فرستاديا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُاى جامه درپوشيده و گفته‌اند مراد دثار نبوتست يعنى اى لباس رسالت در برافكندهقُمْبرخيز از خوابگاه خويش يا قيام نماى به اداى مراسم نبوتفَأَنْذِرْپس بيم كن خلق را از عذاب خداى اگر غير او را پرستندوَ رَبَّكَ فَكَبِّرْو پروردگار خود را بتعظيم ياد كنوَ ثِيابَكَ فَطَهِّرْو جامهاى خود را پاك ساز از الواث يا كوتاه كن جامه را بخلاف صناديد عرب تا اول علامتى بود بر ترك عادات ايشان و مرتضى على رضى اللّه عنه ، فرموده كه كوتاه كن جامه را فانه اتقى و انقى و ابقى و گفته‌اند پاك كن نفس خود را از آنچه نشايد و نبايد و در نفحات از شيخ ابو الحسن على الشاذلى مغربى قدس سره نقل مىكند كه حضرت رسالت‌پناه صلى اللّه عليه و سلّم را در خواب ديدم و مرا گفت اى على طهر ثيابك عن الدنس تخط بمدد اللّه فى كلّ نفس يعنى پاكيزه گردان جامهاى خود را از چرك تا بهره‌مند گردى بمدد و تأييد خداى در هر نفسى گفتم يا رسول اللّه ثياب من كدام است فرمود كه حق سبحانه و تعالى بر تو پنج خلعت پوشانيده است خلعت محبّت و خلعت معرفت و خلعت توحيد و خلعت ايمان و خلعت اسلام و هر كه خداى را دوست دارد بر وى آسان شود هر چيزى و هر كه خداى را شناسد در نظرى همه چيز خرد نمايد و هر كه خداى را بيگانگى بداند بوى شريك نيارد هيچ چيز را و هر كه به خدا ايمان آرد ايمن گردد از هر چيزى و هر كه باسلام متصف بود در خداى عاصى نشود و اگر عاصى شود اعتذار كند و چون اعتذار كند قبول افتد پس شيخ رح گويد ازينجا دانستم معنى قول خداى را و ثيابك فطهر نظمدر تو پوشيد لطف يزدانى * خلعتى از صفات روحانىوارش از لوح خشم و شهوت دور * تا به پاكيزگى شوى مشهوروَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْو از همه گناهان كناره كن يعنى بر همين تقوى كه هستى باشوَ لا تَمْنُنْ تَسْتَكْثِرُو عطا مده تا بيشتر بستانى يا منت منه بر خداى به عمل خود تا آن را بسيار شمارى يا مردم را ممنون مساز به اداى رسالت تا طلب بسيارى مزد كنى از ايشانوَ لِرَبِّكَ فَاصْبِرْو از براى رضاى پروردگار خود صبر كن يا در جنب موارد قضا براى خدا صابر باشفَإِذا نُقِرَپس چون دميده شودفِي النَّاقُورِدر صور يعنى نفخه ثانيه كه اثرش بعث استفَذلِكَپس آن دميدنيَوْمَئِذٍدر آن روزيَوْمٌ عَسِيرٌنشانه روز دشوارست .