46 / 26
و هر آئينه جاى داده بوديم قوم عاد را در آنچه جا نه داديم شما را دران و ساخته بوديم براى قوم عاد گوش و چشمها و دلها پس دفع نكرد از ايشان گوش ايشان و نه چشمهاى ايشان و نه دلهاى ايشان چيزىرا از بسكه انكار مىكردند به نشانهاى خدا و فرا گرفت به ايشان آنچه به آن استهزا مىكردند ( 26 )
46 / 27
و هر آئينه هلاك كرديم آنچه حوالى شما است از ديهها و گوناگون پديد آورديم نشانهائى بود كه ايشان بازگردند ( 27 )
46 / 28
پس چرا نصرت ندادند ايشان را آنان كه معبود مىگرفتند بجز خدا قرب خداجويان بلكه گم شدند از نظر ايشان و همين است دروغ ايشان و آنچه بر مىبافتند ( 28 )
شرح
وَ لَقَدْ مَكَّنَّاهُمْو به درستى كه ممكن گردانيديم قوم عاد رافِيما إِنْ مَكَّنَّاكُمْدر ان چيزى كه ممكن نساختيم شما را اى كفّار قريشفِيهِدر ان از قوّت و شوكت و بسيارى مالها و نفاذ تصرفوَ جَعَلْنا لَهُمْو داديم مر ايشان راسَمْعاًگوش تا بشنوندوَ أَبْصاراًو چشمها تا ببينندوَ أَفْئِدَةًو دلها تا دريابند و ايشان به گوش هوش سخن حق نشنيدند و بديده اعتبار دلايل قدرت نديدند و بدل در وحدانيت خدا تفكر نكردند همين كه عذاب فرود آمدفَما أَغْنىپس دفع نكردعَنْهُمْاز ايشانسَمْعُهُمْگوش ايشانوَ لا أَبْصارُهُمْو نه ديدههاى ايشانوَ لا أَفْئِدَتُهُمْو نه دلهاى ايشانمِنْ شَيْءٍچيزى را از عذاب خداىإِذْ كانُواچون بودند كه از تقليد و تعصبيَجْحَدُونَ بِآياتِ اللَّهِانكار مىكردند به آيتهاى خداى يا معجزات پيغمبر را صوَ حاقَ بِهِمْو بگرد درآمد ايشان راما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَآنچه بودند كه بدان استهزاء مىكردند يعنى عذابوَ لَقَدْ أَهْلَكْناو به درستى كه ما هلاك كرديم اى اهل مكهما حَوْلَكُمْآنچه گرداگرد شما بودهمِنَ الْقُرىاز ديهها چون حجر و مؤتفكهوَ صَرَّفْنَا الْآياتِو تكرار كرده بوديم آيتها و حجتها را بر اهل قرىلَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَشايد كه بازگردند از كفر ايشان باز نهگشتند و هلاك شدندفَلَوْ لا نَصَرَهُمُپس چرا نصرت نكردند ايشان راالَّذِينَ اتَّخَذُواآنان كه گرفته بودند آن هلاكشدگان ايشان رامِنْ دُونِ اللَّهِبجز خداىقُرْباناًاز براى تقرب به خداىآلِهَةًخدايان يعنى بتان كه ايشان را به خداى گرفته بودند جهت تقرب چرا يارى نكردند ايشان را در وقت عذاببَلْ ضَلُّوابلكه غائب شدندعَنْهُمْاز نصرت ايشان گفتند يعنى نااميد گشتند و بريده شد رجاى ايشان از نصرت بتانوَ ذلِكَو فراگرفتن بتان به خداى براى تقرب به خداى تعالىإِفْكُهُمْدروغ ايشان استوَ ما كانُوا يَفْتَرُونَو آنچه هستند كه برمىبافند و نسبت مىدهند الوهيت را به مخلوقى عاجز و روى توجه از خالق قادر برمىتابند مصرعهرو هر كه از تو تافت دگر آبرو نيافتارباب سير و آثار رحمهم اللّه آوردهاند كه پيغمبر عليه الصلاة و السلام بعد از مراجعت از طايف ببطن نخله فرود آمد و شب برخاست و نماز تهجّد گزارد و قرآن مىخواند جمعى جنيان از نصيبين بيمن مىرفتند آنجا رسيده آواز قراءة شنيدند خود را به حضرت صلى اللّه عليه و سلّم نمودند كه حق سبحانه از ان قصّه خبر مىدهد كه -