تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1046

مساهمون:

ص١٠٤٦
39 / 75 و به بينى فرشتگان را گرداگرد شده حوالى عرش تسبيح مىگويند همراه ستايش پروردگار خويش و حكم كرده شود ميان ايشان براستى و گفته شود ستايش خدائ راست پروردگار عالمها ( 75 )

[ سوره مؤمن ]

بنام خداى بخشاينده مهربان ( 1 ) 40 / 2 فروفرستادن كتاب از جانب خدا غالب داناست ( 2 ) 40 / 3 آمرزنده گناه و پذيرندهء توبه سخت‌كننده عقوبت خداوند توانگرى نيست هيچ معبود مگر او بسوى اوست بازگشت ( 3 )
شرح
وَ تَرَى الْمَلائِكَةَو مىبينى تو اى محمد ص مر فرشتگان را يعنى در وقتى كه در مقعد صدق در رتبه قرب باشى و هر طرف مىنگرى بينى ملائكه راحَافِّينَفروگرفتگانمِنْ حَوْلِ الْعَرْشِگرداگرد عرش يعنى طواف‌كنندگان بجوانب آنيُسَبِّحُونَتسبيح مىكنندبِحَمْدِ رَبِّهِمْمقترن به ستايش پروردگار ايشان يعنى مىگويند سبحان اللّه و بحمده و به تسبيح نفى ناسزا مىكنند از ذات الهى و به حمد اثبات صفات سزا مىكنند وى راوَ قُضِيَو حكم كرده شودبَيْنَهُمْميان خلقبِالْحَقِّبه راستى يعنى هر كس را بمقام او فرود آورندوَ قِيلَو گفته شود يعنى ملائكه با مؤمنان گويندالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَسپاس و ستايش مر خداى را كه آفريدگار عالميان است همچنان‌كه در ابتداى خلق آسمان و زمين ستايش خود فرموده كه الحمد للّه الذى خلق السموات و الارض الآية همچنين بوقت استقرار اهل آسمان و زمين در منازل خويش همان ستايش كرد تا دانند كه در فاتحه و خاتمه مستحق حمد و ثنا او است بيتدر خور حمد و ستايش نبود غير تو كس * هر كجا حمد و ثنائى است ترا زيبد و بس

سورة المؤمن

مكية و هى خمس و ثمانون آية اين سورة اوّل است از حواميم سبعه در تفسير امام ابو الليث رح باسناد او مذكور است كه حضرت رسالت‌پناهى صلّى اللّه عليه و سلّم فرمود كه هر كه خواهد تا چرا كند در روضهاى بهشت بايد كه حواميم را بخواند در حصن حصين از صحيح مستدرك نقل كرده كه حضرت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم فرمود كه به من داده‌اند طه و طاسين و حواميم از الواح موسى عليه السلام در معالم ابن مسعود رض رضى اللّه عنه روايت مىكند كه چون در آل حواميم مىافتم گويا كه افتاده‌ام در بوستانهاى بهشت كه به زمين نرم واقع شده و متعجب در ان مىنگرم و ابن عباس رضى اللّه عنه ، فرمود كه لكل شىء لباب و لباب القرآن الحواميم و بعضى از صحابه رض و تابعين قدس سرهم اللحم را عرائس القرآن و ديباج القرآن مىگفتند و باللّه التوفيقبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ - حمحروف مقطعه بقول بعضى از علماء مقسم‌به‌اند هر حرفى اشارت به كلمه است چنان كه در كلام عرب تعبير مىكنند بعضى از تمام پس اينجا حا اشارت به حكم حق است كه هرگز خط ردّ و منع بران كشيده نشود و ميم ايمائى است بملك او كه گرد زوال و فنا گرد سرادقات آن راه نيابد جواب قسم آنكهتَنْزِيلُ الْكِتابِفرو فرستادن قرآنمِنَ اللَّهِاز خداى استالْعَزِيزِكه غالب و قادر است بر تنزيل آنالْعَلِيمِدانا به‌آنچه فرستد بر هر كس و در هر وقتغافِرِ الذَّنْبِآمرزنده گناهان مر كسى را كه بصدق گويد - لا إله الّا اللّه محمد رسول اللّهوَ قابِلِ التَّوْبِو پذيرنده توبه از گوينده كلمه توحيدشَدِيدِ الْعِقابِسخت عقوبت مر كسى را كه سر باز زند از گفتن كلمه توحيدذِي الطَّوْلِخداوند نيكوكارى و بخشش و بزرگوارىلا إِلهَ إِلَّا هُوَنيست هيچ خدائى كه مستحق پرستش باشد مگر اوإِلَيْهِ الْمَصِيرُ- بسوى اوست بازگشت همه بندگان براى مجازات ايشان .