39 / 68
و دميده شود در صور پس بميرد هر كه در آسمانها و هر كه در زمين است مگر آنكه خدا خواسته است باز دميده شود در صور بار ديگر پس ناگهان ايشان ايستادگانند مىنگرند ( 68 )
39 / 69
و روشن شود زمين بنور پروردگار خود و نهاده شود نامهء اعمال و آورده شود پيغامبران را و گواهان را و حكم كرده شود ميان آدميان براستى و ايشان ستم كرده نشوند ( 69 )
39 / 70
و تمام داده شود هر شخصى را جزا آنچه كرده است و خدا داناتر است به آنچه مىكنند ( 70 )
39 / 71
و روان كرده شود كافران را بسوى دوزخ گروه گروه تا وقتى كه بيايند نزديك دوزخ وا كرده شوند دروازههاى آن و گويند ايشان را نگاهبانان دوزخ آيا نيامده بودند بشما
شرح
وَ نُفِخَو دميده شودفِي الصُّورِدر صور نوبت اوّل بقول آنها كه دو نفخه اثبات مىكنند و اين را نفخه صعقه گويند كه چون دردمندفَصَعِقَپس بىهوش بيفتد و اصح آنست كه بميردمَنْ فِي السَّماواتِهر كه در آسمانها استوَ مَنْ فِي الْأَرْضِو هر كه در زمين استإِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُمگر آن كسى را كه خواهد خداى كه حمله عرشاند يا شهداء يا خزينه بهشت و دوزخثُمَّ نُفِخَپس دميده شودفِيهِدر صورأُخْرىنوبتى ديگر اين نفخه را نفحه بعث خوانند و به اين نفخه جمله مردگان زنده شوندفَإِذا هُمْپس ناگاه ايشانقِيامٌبهپا ايستادگان باشند بر كنار قبور خوديَنْظُرُونَمىنگرند از هر طرفى چون مبهوتان يا انتظار مىبرند كه با ايشان چه كنندوَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُو روشن گردد عرصه زمين محشربِنُورِ رَبِّهابنور پروردگار آن يعنى نورى كه خداى در ان بيافريند و گفتهاند مراد روشنى عدل است كه حقوق خالق و خلايق بدان ظاهر گردد و ظلمت ظلم مندفع شودوَ وُضِعَ الْكِتابُو نهاده شود نوشتها يعنى صحايف اعمال در دست راست و چپوَ جِيءَ بِالنَّبِيِّينَو آوردند پيغمبران را براى دعوى ابلاغ بر امتوَ الشُّهَداءِو گواهان را براى صحت دعوى ايشان مراد امت محمد است صلّى اللّه عليه و سلم و گفتهاند شهيدان صف جهاد را حاضر كنند و رفيق پيغمبران سازند جهت شرف ايشانوَ قُضِيَو حكم كرده شودبَيْنَهُمْميان بندگانبِالْحَقِّبه راستى و عدلوَ هُمْ لا يُظْلَمُونَو ايشان ستمديده نشوند بنقصان ثواب و افزونى عقابوَ وُفِّيَتْو تمام داده شودكُلُّ نَفْسٍهر نفسى راما عَمِلَتْجزاى آنچه كرده استوَ هُوَ أَعْلَمُو خدا داناتر استبِما يَفْعَلُونَبه آنچه آفريدگان مىكنند و جزا مناسب آن خواهد دادوَ سِيقَ الَّذِينَ كَفَرُواآورانده شوند آنان كه نگرويدهاند راندنى سختإِلى جَهَنَّمَبسوى دوزخزُمَراًگروه گروه بعضى در پى بعضىحَتَّى إِذا جاؤُهاتا چون بيامد به دوزخفُتِحَتْگشاده شودأَبْوابُهادرهاى هفتگانه آن براى درآمدن ايشانوَ قالَ لَهُمْو گويند مر ايشان راخَزَنَتُهاخازنان دوزخ از روى سرزنشأَ لَمْ يَأْتِكُمْآيا نيامدند بشما .