39 / 48
و ظاهر شود ايشان را جزاى بد آنچه كرده بودند و درگيرد ايشان را آنچه بدان استهزا مىكردند ( 48 )
39 / 49
پس چون برسد آدمى را سختى بخواند ما را باز چون بدهيم او را نعمتى از طرف خود گويد جز اين نيست كه داده شده است اين نعمت مرا بنا بر دانشى كه در من است بلكه اين نعمت آزمايشى است و ليكن اكثر ايشان نمىدانند ( 49 )
39 / 50
هر آئينه گفتند اين كلمه آنان كه پيش از ايشان بودند پس دفع نكرد از سر ايشان بلا را آنچه مىكردند ( 50 )
39 / 51
پس رسيد بديشان عقوبتهائى آنچه كردند و آنان كه ستم كردند ازين جماعه خواهد رسيد بديشان عقوبتهاى آنچه كردند و نيستند ايشان عاجزكننده ( 51 )
شرح
وَ بَدا لَهُمْو ظاهر شود مر ايشان راسَيِّئاتُ ما كَسَبُواعذاب بديها كه كردهاندوَ حاقَ بِهِمْو بگرد در آيد ايشان راما كانُوا بِهِجزاى آنچه بودند كه بدانيَسْتَهْزِؤُنَاستهزا مىكردند از تخويف الهى و انذار حضرت رسالتپناهى صلّى اللّه عليه و سلمفَإِذا مَسَّ الْإِنْسانَپس چون برسد كافران را كه عتبه و ابو حذيفه است و جمعى عام داشتهاند مر همه كافران را يعنى چون كافران را برسدضُرٌّسختى و فقرىدَعانابخواند ما را و دفع آن از ما درمىخواهدثُمَّ إِذا خَوَّلْناهُپس چون ما عطا داديم او رانِعْمَةًنعمتى يعنى مال و ثروتىمِنَّااز نزديك ما بطريق تفضل نه باستحقاق اوقالَمىگويد آن كافرإِنَّما أُوتِيتُهُجز اين نيست كه به من دادهاند مال راعَلى عِلْمٍبر دانشى از من يعنى وجوه كسب و تحصيل آن را بدانستم و به كياست و كفايت من حاصل شده يا خدا دانا است كه من مستحق اين نعمتمبَلْنه چنين است كه او مىگويد بلكههِيَ فِتْنَةٌآن نعمت آزمايشى است مر او را تا ظاهر گردد كه شاكر است يا كافروَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْو ليكن بسيارى از ايشانلا يَعْلَمُونَنمىدانند و در نمىيابندقَدْ قالَهَابه درستى كه گفتند آن كلمهالَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْآنان كه پيش از ايشان بودند يعنى قارون كه گفت انما اوتيته على علم عندى و قوم او پسنديدندفَما أَغْنىپس باز نداشتعَنْهُمْاز ايشان عذاب راما كانُوا يَكْسِبُونَآنچه بودند كه كسب مىكردند از مال و متاع دنيافَأَصابَهُمْپس رسيد مر ايشان راسَيِّئاتُ ما كَسَبُواو بال بديها كه كرده بودند و با مالها به زمين فرورفتندوَ الَّذِينَ ظَلَمُواو آنان كه ستم كردند و ناسپاسى نمودندمِنْ هؤُلاءِازين گروه مشركان كه در عصر تواندسَيُصِيبُهُمْزود باشد كه برسد بديشانسَيِّئاتُ ما كَسَبُواپاداش سيئاتى كه كردهاندوَ ما هُمْو نيستند ايشانبِمُعْجِزِينَعاجزكنندگان ما را از تعذيب يا پيشىگيرندگان بر عذاب ما .