39 / 17
و آنان كه احتراز كردند از بت از آنكه عبادت كنند او را و رجوع كردند بسوى خدا ايشانراست مژده پس مژده ده آن بندگان مرا ( 17 )
39 / 18
كه مىشنوند سخن پس پيروى مىنمايند نيكوترين آن را ايشانند آنان كه هدايت كرده است ايشان را خدا و ايشانند خداوندان خرد ( 18 )
39 / 19
پس كسى كه ثابت شد بر وى وعدهء عذاب آيا تو خلاص توانى كرد آن دوزخى را ( 19 )
39 / 20
ليكن آنان كه ترسيدند از پروردگار خود ايشانراست محلهاى بلندبالاى آن محلها ديگر عمارت كرده شده مىرود زير آن جوئيها وعده كرده است خدا خلاف نمىكند خدا وعده را ( 20 )
شرح
وَ الَّذِينَ اجْتَنَبُواو آنان كه پرهيز كردند و يكسو رفتندالطَّاغُوتَاز شيطان يا بتان يا كهنه يعنى از هر چه بدون خداى تعالى پرستند ، ايشان بر طرف شدندأَنْ يَعْبُدُوهااز آنكه بپرستند آنان راوَ أَنابُوا إِلَى اللَّهِو بازگشتندى بفرمان خداى عز و جلّ به تمامى و روى دل خود به حق آوردندلَهُمُ الْبُشْرىمر ايشان راست مژده در دنيا به زبان ملائكه بوقت موت و در عقبى به مغفرت گناهان و جنّت جاودان و در اسباب نزول آورده كه چون حضرت صديق اكبر رضى اللّه عنه به خدمت حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و سلّم سر افراز شد شش تن از عشره مبشره چون عثمان و طلحه و زبير و سعد بن زيد و سعد بن ابى وقاص و عبد الرحمن بن عوف رضى اللّه تعالى عنهم با او ملاقات كرده از حقيقت اسلام استخبار نمودند و از سخنانى كه او فرموده رائحه صدق استشمام نموده مسلمان شدند درباره ايشان اين آيت نازل شد كهفَبَشِّرْ عِبادِپس مژده ده بندگان مراالَّذِينَآنان كهيَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَمىشنوند سخن ابو بكر صديق رض رافَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُپس پيروى مىنمايند نيكوتر را مراد از احسن نيكو است چه قول او همه احسن بوده و گفتهاند استماع قول و اتباع احسن آن عمومى دارد و مراد از قول قرآن است و احسن او محكم باشد دون منسوخ و عزيمت دون رخصت در احقاف آورده كه در قرآن مقابح اعدا و ممادح اوليا است ايشان متابعت احسن مىنمايند كه مثلا طريقه موسى عليه السلام است دون سيرت فرعون و على هذا و در لباب آورده كه مراد اقاويل اهل مللست و احسن همه اسلام باشد و اشهر آنست كه مراد از قول سخنانست كه در مجالس و محافل گذرد و اهل وى متابعت احسن آن اقوال مىكنند در امثال آمده كه خذ ما صفا و دع ما كدر بيتقول كس چون بشنوى در وى تامل كن تمام * صاف را بردار دردى را رها كن و السلامو در بحر الحقائق آورده كه قول اعم است از سخن خداى عز و جلّ و ملك و انسان و شيطان و نفس اما انسان حق و باطل و نيك و بد گويد و شيطان بمعاصى خواند و نفس به آرزوها ترغيب كند و ملك به طاعت دعوت نمايد و حضرت عزّت به خود خواند كه تبتل اليه تبتيلا پس بندگان خالص آنانند كه احسن افعال را كه خطاب رب الارباب است از زبان حضرت رسول خدا صلى اللّه عليه و سلّم استماع نمودند و پيروى كنندأُولئِكَآن گروه كه متابع سخنان نيكوتراندالَّذِينَ هَداهُمُ اللَّهُآنانند كه راه نمود خداى عز و جلّ ايشان را به منزل مقصودوَ أُولئِكَ هُمْو آن گروه ايشانندأُولُوا الْأَلْبابِخداوند عقول صافيه از شوائب اوهام و خاليه از عوادى عادات عوامأَ فَمَنْ حَقَّ عَلَيْهِآيا آنكسىكه واجب شد بروكَلِمَةُ الْعَذابِكلمه وعيد كه مشير است به عذاب چون لأملأن جهنّم و هؤلاء فى النار و لا ابالى باشد چون كسى كه واجب نشده باشد برو اين كلمهأَ فَأَنْتَ تُنْقِذُآيا تو اى محمد ص مىرهانىمَنْ فِي النَّارِآن را كه در دوزخ باشد يعنى آيا مىتوانى كه او را مؤمن سازى و از عذاب بازرهانى تاكيد است در انكار يعنى اين كار بدست تو نيست كه دوزخيان را بازرهانى ابن عباس رض فرمود كه مراد از دوزخيان ابو لهب است و پسر او عتبهلكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْاليكن آنان كه بترسيدندرَبَّهُمْاز عذاب پروردگار خويش و بايمان و طاعت متصف شدندلَهُمْ غُرَفٌمر ايشان راست منزلها كه بلنداند در بهشتمِنْ فَوْقِها غُرَفٌاز زبر آن غرفهاى ديگر بلندتراندمَبْنِيَّةٌبنا كرده شده يعنى مستحكم مانند منازلى كه بر زمين بنا كنندتَجْرِيمىرودمِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُاز زير آن غرفها جويهاى بهشتوَعْدَ اللَّهِوعده كرده است خداى تعالى عز و جلّ وعدهكردنىلا يُخْلِفُ اللَّهُ الْمِيعادَخلاف نكند خداى تعالى وعده خود را .