38 / 25
پس بيامرزيديم او را آن زلت او و هر آئينه او را نزديك ما قربت است و نيكو بازگشت است ( 25 )
38 / 26
گفتيم اى داود هر آئينه ساختيم ترا پادشاه در زمين پس حكم كن ميان مردمان براستى و پيروى مكن خواهش نفس را كه آن گمراه كند ترا از راه خدا هر آئينه آنان كه گمراه مىشوند از راه خدا ايشانراست عذاب سخت بسبب آنكه فراموش كردند روز حساب را ( 26 )
38 / 27
و نيافريديم آسمان و زمين را و آنچه در ميان اينهاست بيهوده اين گمان كافران است پس واى كافران را از عقوبت آتش ( 27 )
38 / 28
آيا مىسازيم آنان را كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته كردند مانند فسادكنندگان در زمين آيا مىسازيم پرهيزگاران را مانند بدكاران ( 28 )
شرح
فَغَفَرْنا لَهُپس بيامرزيديم مر داود ع راذلِكَآنچه ازو استغفار كرده بودوَ إِنَّ لَهُو به درستى كه مر او راعِنْدَنا لَزُلْفىنزديك ما قربتست بعد از مغفرتوَ حُسْنَ مَآبٍو نيكو بازگشت در بهشت و گفتيم مر او رايا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَاى داود به درستى كه گردانيديم تراخَلِيفَةً فِي الْأَرْضِخليفه در زمين يعنى رتبه خلافت به تو ارزانى داشتيم يا ترا خليفه انبياء ع كه پيش از تو بودند ساختيمفَاحْكُمْپس حكم كنبَيْنَ النَّاسِميان مردمانبِالْحَقِّبه راستىوَ لا تَتَّبِعِ الْهَوىو پيروى مكن هواى نفس و آرزوهاى او رافَيُضِلَّكَپس گمراه گرداند هوا تراعَنْ سَبِيلِ اللَّهِاز راه خداى تعالىإِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَبه درستى كه آنان كه گمراه مىشوندعَنْ سَبِيلِ اللَّهِاز راه خداى عز و جلّ يعنى دلائل كه براى حق نصب كرده استلَهُمْمر ايشان راستعَذابٌ شَدِيدٌعذابى سختبِما نَسُوابسبب آنكه فراموش كردهانديَوْمَ الْحِسابِروز شمار را براى آن روز كارى نساختهاند در فوائد السلوك آورده كه بنگر پادشاهى چه صعب كارى و شهريارى چه گرانبارى كه حضرت داود على نبينا و عليه الصلاة و السّلام با كمال درجه نبوت و جلال مرتبه رسالت بحمل اعباى چنين امرى مأمور گردد و بخطب اثقال چنين خطابى مخاطب مىشود فاحكم بين الناس بالحق ميان مردمان حكم كن بطريق معدلت و نصفت و داورى بر منهج عدل و انصاف نماى و پاى بر جاده حق نه نه بطريق باطل و متابعت هواى نفس بر مشايعت مراد خويش اختيار مكن كه ترا از مسالك مراضى ما گمراه گرداند و در سلسلة الذهب مىفرمايد نظمنص قرآن شنو كه حق فرمود * در مقام خطاب با داودكه ترا زان خليفگى داديم * سوى خلق جهان فرستاديمتا دهى ملك را ز عدل اساس * حكم رانى بعدل بين الناسهر كه دانى ز عدل مستورست * از مقام خليفگى دورستآنكه گيرد ستم ز ديو سبق * عقل چون خواندنش خليفه حقوَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَو نيافريديم ما آسمان و زمين راوَ ما بَيْنَهُماو آنچه ميان ارض و سما استباطِلًاآفريدنى بباطل يعنى اينها را بعبث نيافريديم بلكه براى آنكه استدلال بدان بر قدرت كامله و حكمت شاملهذلِكَآنكه آفريدن اشياء بىحكمتى باشدظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُواگمان آنانست كه كافر شدند و بسرّ آفرينش پى نبردندفَوَيْلٌپس واىلِلَّذِينَ كَفَرُوامر آنان را كه نگرويدند بدين حق و بدين نوع گمان بردندمِنَ النَّارِاز آتش دوزخ آوردهاند كه كفّار قريش مؤمنان را گفتند كه ما را در آخرت برابر شما يا بيشتر از شما عطا خواهند داد اين آيت آمد كهأَمْنه چنان است آيانَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوامىگردانيم آنان را كه گرويدندوَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِو كارهاى ستوده كردند در جزا و عطاكَالْمُفْسِدِينَمانند تباهكارانفِي الْأَرْضِدر زمين يعنى كافرانأَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَمىگردانيم پرهيزگاران راكَالْفُجَّارِمانند بدكاران و نابكاران يعنى نمىگردانيم .