38 / 10
آيا ايشانراست پادشاهى آسمانها و زمين و آنچه در ميان اينهاست پس بايد كه بالا روند آويخته به ريسمانها ( 10 )
38 / 11
لشكرى هست آنجا هم آمده از گروهها شكست داده شده از جمله گروهها ( 11 )
38 / 12
دروغ داشتند پيش از ايشان قوم نوح و عاد و فرعون خداوند ميخها ( 12 )
38 / 13
و ثمود و قوم لوط و ساكنان ايكه تكذيب كردند اين جماعتها ( 13 )
38 / 14
نيست هيچكس از ايشان مگر دروغى داشت پيغامبران را پس بوجود آمد عقوبت من ( 14 )
38 / 15
و انتظار نمىبرند كفّار اين عصر مگر يك نعره تند را يعنى نفخهء قيامت كه نباشد آن را هيچ توقف بازگشتن ( 15 )
38 / 16
و گفتند بطريق استهزاء اى پروردگار ما شتاب ده ما را سرنوشت ما از عقوبت پيش از روز حساب ( 16 )
شرح
أَمْ لَهُمْآيا مر ايشان راستمُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِبادشاهى آسمانها و زمينهاوَ ما بَيْنَهُماو آنچه ميان ايشان است و اگرچه ايشان مالكاند اين ملك رافَلْيَرْتَقُواپس بايد كه بالا روندفِي الْأَسْبابِدر سببها كه بدان به آسمان مىروند در لباب آورده كه اسباب آنست كه ملائكه در وقت صعود بر فلك به اجنحه خود بر آن اعتماد نموده طيران مىكنند ملخص سخن آنست كه اگر كفّار را در ملك آسمان و زمين اختيارى و اقتدارى هست بايد كه بروند بر آسمان و قرار گيرند بر عرش و بتدبير امور عالم اشتغال كنند و وحى از هر كه خواهند بگردانند و بهر كه خواهند بدهند و اين سخن از غايت تهكم استجُنْدٌ ماايشان لشكرىاند و چه لشكرىهُنالِكَآنجا - اشارت است بمصارع ايشان در بدرمَهْزُومٌلشكرى شكسته شدهمِنَ الْأَحْزابِاز گروهها كه لشكر كشيده با رسول جنگ مىكردهاند يكى از دلائل اعجاز قرآن اينست كه خدا خبر داد پيغمبر خود را در مكّه كه عنقريب لشكر قريش مقتول و مهزوم خواهند شد و چنان شدكَذَّبَتْ قَبْلَهُمْتكذيب كردند پيش از اهل مكهقَوْمُ نُوحٍگروه نوح عليه السلام مر وى راوَ عادٌو قوم عاد هود عليه السلام راوَ فِرْعَوْنُو فرعون موسى عليه السلامذُو الْأَوْتادِخداوند ميخها صفت فرعون است و مراد ملك ثابت باشد تشبيه كرد ملك او را به خيمه كه اطنبه آن به اوتاد استحكام يابد و گويند مراد چهار ميخ است كه مؤمنان را بدان تعذيب مىنمودوَ ثَمُودُو تكذيب كردند ثمود صالح عليه السلام را در نكت و عيون آوردهاند كه تكذيب قوم صالح ع مر او را در وقت دعوت ثانى بوده چه اوّل كه صالح عليه السلام قوم را دعوت فرمود همه ايمان آوردند و چون وى وفات كرد مرتد گشتند حق سبحانه تعالى باز او را زنده گردانيده بر ايشان فرستاد و درين نوبت او را نشناختند و برهان طلبيدند و اخراج ناقه واقع شد بعضى ايمان آوردند و جمعى تكذيب نمودند و بسبب عقر ناقه همه هلاك شدندوَ قَوْمُ لُوطٍو گروه لوط عليه السلام مر او راوَ أَصْحابُ الْأَيْكَةِو اهل بيشه شعيب عليه السلام راأُولئِكَ الْأَحْزابُآن گروهند حزبهاى مكذبان و جند مهزوم قريش نيز از ايشان خواهند شدإِنْ كُلٌّنبودند هيچ يك از ايشانإِلَّا كَذَّبَ الرُّسُلَمگر آنكه تكذيب كردند فرستادگان رافَحَقَّ عِقابِپس سزاوار شد عقوبت من بر ايشان و فرود آمد عذاب من بر ايشانوَ ما يَنْظُرُو نمىنگرند و انتظار نمىبرندهؤُلاءِاين گروه از قوم توإِلَّا صَيْحَةً واحِدَةًمگر يك صيحه را كه نفخه اولى است و همه بدان بميرندما لَهانيست آن صيحه رامِنْ فَواقٍهيچ رجوعى يعنى كس نتواند كه آن را رد كند و بازگرداندوَ قالُوا رَبَّناو گفتند معاندان قريش نضر بن حارث و احزاب او كه اى پروردگار ماعَجِّلْ لَنا قِطَّنابشتاب بده بهره ما را از عذابى كه محمد ص ما را بدان وعيد مىكند يا از روى تعجيل ده ما را صحيفه اعمال ما تا در ان نگريمقَبْلَ يَوْمِ الْحِسابِپيش از روزشمار اين استعجال از روى استهزاء مىكردند و خاطر عاطر حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و سلّم ملول مىشد حضرت عزت جل و علا فرمود كه .