تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1013

مساهمون:

ص١٠١٣
38 / 5 آيا گردانيد خدايان متعدد را يك خداى هر آئينه اين چيزيست عجيب ( 5 ) 38 / 6 و برفتند اشراف قوم از ايشان با يكديگر گويان كه برويد و شكيبائى كنيد بر عبادت خدايان خود هر آئينه اين دين تو فتنه‌ست كه اراده كرده شده است ( 6 ) 38 / 7 نشنيديم اين قول را در دين پسين نيست اين مگر افترا ( 7 ) 38 / 8 آيا فرودآورده شد بر اين شخص قرآن از ميان ما بلكه اين كافران در شك انداز پند من بلكه هنوز نچشيده‌اند عذاب مرا ( 8 ) 38 / 9 آيا نزديك ايشان است از خزانهاى رحمت پروردگار تو غالب بخشايندهء ( 9 )
شرح
أَ جَعَلَ الْآلِهَةَآيا گردانيد محمد ص خدايان راإِلهاً واحِداًخداى يگانه و يكتاإِنَّ هذابه درستى كه يگانگى خداىلَشَيْءٌ عُجابٌچيزيست نيك شگفت كه سه صد و شصت بت كه ما داريم كار يك شهر مكّه راست نمىتوانند كرد يك خداى كه محمد ص مىگويد كار تمام عالم چون تمام سازدوَ انْطَلَقَ الْمَلَأُو بشتاب رفتند بزرگان قوم از خانه ابو طالبمِنْهُمْاز جماعت قريش يكديگر را مىگفتندأَنِ امْشُواآنكه برويدوَ اصْبِرُواو شكيبائى ورزيدعَلى آلِهَتِكُمْبر پرستش خدايان خودإِنَّ هذابه درستى كه اين مخالفت محمد ص با مالَشَيْءٌ يُرادُچيزيست كه خواسته‌اند بما از حوادث زمان و از وقوع آن چاره نيست يا ترفع و استعلائى كه مدعاى محمد ص است چيزى است كه خواسته مىشود يعنى همه كس مىخواهند كه مرتفع و مستعلى باشندما سَمِعْنا بِهذانه‌شنوده‌ايم اين كه او مىگويد از وحدانيت خداى عز و جلّفِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِدر ملت بازپسين كه دريافته‌ايم پدران خود را بر آن يا در ملّت عيسى عليه السلام كه آخرين ملّتست چه ايشان بتثليث قائل‌اند نه بتوحيدإِنْ هذانيست اين توحيد كه او مىگويدإِلَّا اخْتِلاقٌمگر بافتنى از نزديك وى يعنى دروغى است كه خود مىبافدأَ أُنْزِلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُآيا فروفرستاده‌اند بر وى قرآن رامِنْ بَيْنِنااز ميان ما يعنى چرا از جماعت و مأوى مخصوص باشد بوحى و بزرگان قوم محروم باشند و ايشان اين سخن از روى حسد گفتند نه آنكه ايشان اعتقاد داشتند كه قرآن وحى حق استبَلْ هُمْبلكه ايشانفِي شَكٍّدر گمانندمِنْ ذِكْرِياز وحى منبَلْ لَمَّا يَذُوقُوا عَذابِبلكه نچشيده‌اند عذاب مرا و چون بچشند شك ايشان زائل گردد و همه دانند كه هر چه پيغمبر من بطريق وحى ادا مىكرده همه حق بوده يعنى بوقت نزول عذاب بديشان دم تصديق خواهند زد و فائده نخواهد دادأَمْ عِنْدَهُمْآيا نزديك ايشانستخَزائِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَخزانه‌هاى رحمت پروردگار توالْعَزِيزِپروردگار غالب كه مغلوب نگرددالْوَهَّابِبخشنده كه هر چه بخشد به مستحق آن بخشد يعنى مفاتيح نبوت بدست كافران و تصرف ايشان نيست تا ببعضى از صناديد خود دهند بلكه عطيه است از حضرت حق سبحانه و تعالى كه بفضل خود ارزانى دارد بهر كه خواهد نظمچون ز حال مستحقان آگهى * هر چه خواهى هرك را خواهى دهىديگران را اين تصرف كى رواست * اختيار اين تصرفها تراست .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1013 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )