يعنى در ضمن گردش در برّ و بحر براى اكتشاف روزى .
فَما هُمْ بِمُعْجِزِينَ
- پس از آنها كارى همچون معجزه برنمىآيد . » و نمىتوانند از رسيدن عذاب به خودشان بگريزند ، و از دست عقوبت فرار كنند .
گونههاى عذاب الاهى
[ 47 ] عذاب خدا رنگهاى گوناگون دارد :
اول : عذاب ناگهانى است كه شخص انتظار رسيدن آن را ندارد ، و بدون بيم دادنى از پيش فرامىرسد ، مثل فرورفتن زمينها و خانهها و زمين لرزهها .
دوم : عذابى كه بشر خود به سبب خطاهاى خويش سبب آن مىشود ، همچون آن كه بر كشتى نشيند و كشتى واژگون شود .
/ 67 سوم : عذاب تدريجى همچون آن كه خدا قومى را به قحطى عذاب دهد كه به تدريج از ميان خواهند رفت . و براى هر يك از رنگهاى عذاب درد خاصى است كه از ما مىخواهد تا از آن بپرهيزيم ، و قرآن ما را از همهء آنها بيم داده است . پس از رنگهاى اول و دوم عذاب آيههاى اول و دوم به ما بيم دادهاند ، و اما دربارهء رنگ سوم خداوند مىگويد :
أَوْ يَأْخُذَهُمْ عَلى تَخَوُّفٍ
- يا آنان را گرفتار كاستى سازد . » طبرسى گفته است : تخوف و تنقص بدان معنى است كه پيوسته و يكى پس از ديگرى آنان را بگيرد تا هيچ كس از ايشان بر جاى نماند ، و اين همان حالتى است كه ترس از نابودى و خوف از هلاكت با آن همراه است ، و گفته مىشود :
تخوّنه الدهر يعنى روزگار به او خيانت كرد . « 9 » در حديثى مأثور آمده است :
« تخوف همان تيقظ يعنى بيدار و هشيار ماندن است » .
هامش
( 9 ) - مجمع البيان ، ج 6 ، ص 363 .