تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 469

مساهمون:

ص٤٦٩
آن را كه ستمگر نباشد مورد بخشش قرار خواهم داد . در عمل رسيدن به سلطه از اين اصل و قاعده به راه افتاد كه : آنچه هست نعمت و فضلى از خدا است ، و شايسته و واجب است كه از آن به صورت مشروع بهره‌دارى شود ، و همين اصل را براى برپاداشتن عدل و طرد كردن باطل عملى كرد . اين گفته حقيقتى ديگر را به ما الهام مىكند و آن عبرتى است كه مىبايستى از اين داستان گرفته شود : اين عبرت كه انسان تواناى چيره شدن بر شهوتهاى خويش است ، و همچنين بر مكان و موقع اجتماعى خود ، پس آيا بدين سبب كه تو از طبقهء ثروتمندان يا از افراد حاشيه نشين دربار پادشاهان و شريفى از اشرافى ، بر تو واجب است كه حتى نسبت به نقاط منفى طبقه يا جايگاه يا مالت سر فرودآورى ؟ هرگز . . . تو بر آن توانايى دارى كه از قيد و بندهاى ماده و آنچه احاطه‌ات كرده است خود را برهانى و در اوج آسمان ارزشها پرواز كنى ، و تواناى بر آنى كه پادشاه يا ثروتمند باشى و در برابر نقاط منفى طبقهء خودت مقاومت نشان دهى ، و از طبقهء اشراف باشى و دوستى اين شرف و جاه تو را بر آن واندارد كه از فرمانبردارى نسبت به پروردگارت خارج شوى . قرآن كريم اين اعتماد را به انسان عطا مىكند كه مىتواند بر جاذبهء زمين و ماده پيروز شود و از آنها چشم بپوشد . اين الهام و ايحاء مكرر و پيوسته در قرآن سنگ شالودهء / 473 در پرورش انسان است ، و اگر فهم و احساس انسان به اعتماد داشتن بر ذات خود نبود ، و به اين كه مىتواند بر فشارهاى زندگى پيروز شود ، هرگز نمىتوانست انسانى صالح و روندهء در راه راست باشد . چهارم : بر مؤمنان است كه براى آسايش و رفاه انسان بر روى زمين به عمل بپردازند ، و اسلام به مصلحت گروه معينى از اسلام نيامده و هدف حكومت اسلامى بنيانگذارى دولتى نيرومند است كه از صناعت پيشرفته بهره‌مند باشد ، بلكه مىبايستى براى بهبود زندگى همهء مستضعفان در روى زمين ، خواه مسلمان بوده باشند و خواه نه ، تلاش كنند ، بدان جهت كه انسان ، به عنوان انسان بودن ، در اسلام محترم است ، و بر مؤمن واجب است كه به خاطر آسايش همهء انسانها سعى و