تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
مىگويد ، كه انگيزش و جاذبهء آن از هر زينت ديگر از زندگانى دنيا بيشتر است ، و ذو القرنين را براى ما مثال مىزند كه در روزگاران قديم مىزيست ، و به يقين نمىدانيم كه آيا مقصود از آن اسكندر مقدونى است كه از يونان به راه افتاد و بسيارى از شهرها و كشورهاى جهان را گشود و بر آنها مسلط شد ، يا پادشاه حمير ، يا كورش اول هخامنشى از ايران - كه تحقيقات تازه مؤيد آن است - يا شخص ديگرى كه تاريخ اطلاعات بيشترى در اين باره براى ما بر جاى نگذاشته است ، و خواه اين يك بوده باشد يا آن يك ، مردى صالح بوده است كه فريب درآمدهاى سلطه را نمىخورده و اين تسلط او را از حدود شرع خارج نمىكرده است ، و در اين داستان قرآن ما را به عده‌اى از حقايق يادآور مىشود ، از جمله : نخست : آنچه ذو القرنين از سلطه به دست آورد ، به سببى از خودش و سببى از خدا بود ؛ و سببى كه به او اختصاص داشت : پيروى كردن از راهنمايى خدا ، و بهره‌مند شدن از امكانات فراوان طبيعت بود ، و سبب خدايى اين كه : خدا راه و سنت زندگى / 472 و اسلوب دست يافتن و تسلط پيدا كردن بر آنها را به او آموخت ، پس در اين راه به همت عمل كرد و عمل از او بود و توفيق بزرگ از خداوند سبحانه و تعالى . دوم : كارهايى كه ذو القرنين به انجام دادن آنها پرداخت ، از آن گونه بود كه در چارچوب قدرت و علم و احاطهء خدا قرار داشت ، پس هيچ كس نمىتواند در سلطه به جايگاهى از ملكوت گستردهء خداوند متعال دسترس پيدا كند مگر به اذن و فرمان خدا . سوم : ذو القرنين مردى خوب و صالح بود ، و نسبت به دنيا نگرشى منحرف نداشت ، و چون صاحب سلطه شد ، خدا به او وحى ( الهام ) كرد كه : مىتوانى براى مردمان ، هر چه مىخواهى انجام دهى : به آزردن آنان بپردازى ، يا اين كه به نيكى عمل كنى . پس ذو القرنين گفت : در ميان مردم به عمل كردن از روى عدالت و دادگيرى خواهم پرداخت ، پس اگر كسى ستمگرى كند او را عذاب خواهم داد ، و