نرمدلى است كه صفتى در مقابل صفت ديگر سخت دلى است ، و سختى دل و قساوت قلب سبب آن مىشود كه حقايق زندگى در آن نفوذ نكند و به آن راه نيابد و در نتيجه شخص گرفتار جهل و نادانى شود ، و نرمى دل ، بر عكس ، سبب پديد آمدن علم است و به همين سبب مىتوانيم بگوييم كه نخستين فضل و بخشش مخصوص رحمت است ، و اين همان چيزى است كه خدا آن را به خضر ( ع ) عطا كرده و سبب رسيدن او به علم شده بود ، و بعضى به اين كلمه استناد كرده و گفتهاند : خضر ( ع ) پيغمبر بود و پيغمبرى رحمتى الهى است ، در صورتى كه ديگران گفتهاند : سعهء صدر خضر و قدرت او بر تحمل اعتراضهاى شاگردش موسى همان رحمتى است كه خدا به او عطا كرده بود .
در آيه اشارهاى آشكار به اين امر است كه علم از خداوند متعال و نورى است كه آن را در قلب هر كس كه خواسته باشد مىافكند ، و چنان كه بعضى مىپندارند ، با زيادى درس خواندن به دست نمىآيد .
شكيبايى وزير عقل است
[ 66 ]
قالَ لَهُ مُوسى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً
- موسى به او گفت : آيا اجازه مىدهى كه همراه تو روانهء راه شوم و از تو پيروى كنم ، و تو به من پارهاى از رشد و راهيابى كه به آن دست يافته و آموختهاى تعليم كنى و بياموزى ؟ » موسى ( ع ) مىدانست كه دست يافتن به علم بدون تلاش و كوشش ميسر نمىشود ، و به همين سبب پيروى و تبعيت خويش را به عالم عرضه كرد كه چون به كارهاى روزانهء خويش مىپرداخت ، موسى ( ع ) از راه توجه كردن به همين اعمال يوميهء او و ايستارهايى كه در موارد مختلف نسبت به حوادث زندگى اختيار مىكرد ، حكمت بياموزد ، و علمى كه بر آدمى جستجو و دست يافتن به آن واجب است ، علم مطلق نيست بلكه آن علم است كه / 455 راه راست و بينش و بصيرت در رفتار و كردار را بهرهء انسان مىسازد ، و اين علم عملى است ، و به همان گونه كه به عمل و كار