تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
جهان ، و هم براى علم خدا نسبت به امور و مسائل ، و ابعاد مختلف حقيقت واحد يا حقايق مختلف حقايق زندگى را براى ما بيان مىكند توضيح مىدهد . در آن جا كه سورهء كهف از علاقهء انسان به زندگى بحث مىكند ، از علم انسان نيز سخن مىگويد ، و گاه چنان مىنمايد كه اين دو امر در اين آيه با يكديگر انسجام ندارد و حتى با يكديگر مختلف و متفاوت است ، در صورتى كه حقيقت آن است كه علاقهء انسان به زينت دنيا و ايستار سالم وى در برابر آنها ، از علم و دانش انسان نسبت به حقيقت دنيا سرچشمه مىگيرد ، پس اگر انسان تنها ظاهرى از زندگى را بشناسد ، غرور وى را فرامىگيرد ، و چنان مىپندارد كه همين ظاهرى كه مشاهده مىكند عين حقيقت است ، در صورتى كه اگر اندكى تعمق كند و به جوهر زندگى دنيا برسد ، از دامنهء تغيير و تبديل آن آگاه خواهد شد ، و خواهد دانست كه حقيقت آن با ظاهر آن تفاوت دارد ، و به همين جهت در حديث آمده است كه : « دنيا مىفريبد و زيان مىرساند و مىگذرد » . نيز آمده است : « همهء آنچه را كه در دنيا است ، اگر بشنوى بهتر از آن است كه ببينى » . / 453 و همچنين سخن گفتن از آنها مستلزم آن است كه شخص از روى دانش و هدايت در اين باره سخن بگويد ، زيرا كه هدايت و شناخت انسان نسبت به حقايق معرفتى ژرف و فراگير است كه از او چنان مىخواهد كه نسبت به زينت حيات دنيا ايستارى سالم اختيار كند و نه ايستار غرور و تسليم مطلق . در داستان موسى ( ع ) با آن بندهء صالح خدا كه در احاديث از او به نام خضر ( ع ) ياد شده گوشه‌اى از اين حقيقت را براى ما آشكار مىسازد . موسى ( ع ) پيامبر بود ، و از احكام شرعى ظاهرى آگاهى داشت ، ولى به دنبال كسى داناتر از خود مىگشت تا از وى زمينه‌ها را بياموزد ، يا از حكم احكام عام و خاص آگاهى پيدا كند . در ضمن درس خواندن ، در برابر بعضى از حوادثى كه آنها را مىديد ولى تحمل ديدن آنها را نداشت ، تكان مىخورد و گرفتار حالت روانى خاصى مىشد ،
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 449 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي