تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
[ 61 ]
فَلَمَّا بَلَغا مَجْمَعَ بَيْنِهِما
- و چون به محل تلاقى آن دو رسيدند . » يعنى به محل تلاقى دو دريا .
نَسِيا حُوتَهُما فَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ سَرَباً
- ماهى ( صيد شدهء ) خويش را از ياد بردند و آن رو به پايين جهيد و خود را به دريا افكند . » ماهى از بالا به پايين ميل كرد و شايد اين ماهى هنوز جان داشته است و چون به آب بازگشت زندگى به دو بازگردانده شد يا در آن جا آب حيات وجود داشته است . / 447 [ 62 ]
فَلَمَّا جاوَزا
- پس چون گذشتند . » يعنى به كنارهء ديگر دريا منتقل شدند .
قالَ لِفَتاهُ آتِنا غَداءَنا لَقَدْ لَقِينا مِنْ سَفَرِنا هذا نَصَباً
- به جوانش گفت : غذايمان را بياور كه در اين سفر بسيار رنج برده‌ايم . » يعنى سفرشان بسيار رنجاور بود و احساس گرسنگى كردند ، و غذا چاشت است كه در آغاز روز خورده مىشود .

از عوامل فراموشى

[ 63 ]
قالَ أَ رَأَيْتَ إِذْ أَوَيْنا إِلَى الصَّخْرَةِ
- ( جوان ) گفت : آيا به ياد دارى آن هنگام را كه در كنار تخته سنگ توقف كرديم ؟ » تا اندكى رفع خستگى كنيم .
فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ
- من ماهى را از ياد بردم . » ماهى را در كنار دريا گذاشتم و همراه خود نياوردم ، و براى آن كه اين واقعيت را كه نتيجه‌اى از فراموشكارى بود توجيه كند ، گفت :
وَ ما أَنْسانِيهُ إِلَّا الشَّيْطانُ أَنْ أَذْكُرَهُ وَ اتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ عَجَباً
- و به ياد داشتن ماهى را كسى جز شيطان از ياد من نبرد ( و نتوانستم خبر آن را به تو بگويم ) ، و ماهى به صورتى شگفت انگيز راه دريا را در پيش گرفت و خود را در آن