فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ عَلى ما أَنْفَقَ فِيها
- و به آن پرداخت كه كف دستهاى خود را بر گرد هم مىچرخاند . » از عمر و مال و . . . مصرف شده !
وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها
- و داربستها شكسته و با درختان فروريخته . »
وَ يَقُولُ يا لَيْتَنِي لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّي أَحَداً
- و گفت : كاش هيچ كس را با پروردگارم شريك قرار نمىدادم . » / 418 تا به مال و ثروت ببالم ، و چنان معتقد شوم كه مال ضامن باقى ماندن و جاودانگى است ، و قرآن كه مىگويد : « أحدا » و نمىگويد « شيئا » ، شايد براى اشاره كردن به اين امر باشد كه انسانى كه امروز ثروت را مىپرستد ، روزى خواهد رسيد كه پرستش كنندهء كسى شود كه مالك آن ثروت شده است ، و در نتيجه او هم در خط شرك قرار خواهد گرفت .
[ 43 ]
وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ فِئَةٌ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ
- و گروهى را در اختيار نداشت كه در معارضهء وى با خدا به ياريش برخيزند . » شايد آن مرد گروهى را در اختيار داشته و چنان تصور مىكرده است كه آنان مىتوانند عذاب خدا را از او دفع كنند ، پس تنها نبود و در ضمن مجموعهاى از ثروتمندان جاى داشته است كه ما امروز آنان را به نام سرمايهداران و مستكبران مىخوانيم ، و پرستش او تنها به خاطر مال نبود بلكه به خاطر اين طبقه نيز بوده است .
ولى ديديم كه اين طبقه ، در آن هنگام كه عذاب خدا رسيد ، او را تنها گذاشتند ، بدان سبب كه هر شخص را تا زمانى كه مثل خود ايشان ثروتمند باشد دوست مىدارند ، ولى چون گرفتار يك نكبت و بدبختى شد و جزو طبقهء فقرا درآمد ، ديگر كارى به كار او ندارند .
وَ ما كانَ مُنْتَصِراً
- و ديگر يار و ياورى نخواهد داشت . » حتى اگر هم بخواهند كه به يارى او برخيزند ، هرگز توانايى اين كار را پيدا نخواهند كرد .