تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
افراد بشر بودند كه در اين معادلهء جهانى حكيمانه زندگى مىكردند ، بنا بر اين تعجبى در آن نيست كه دست غيبى بيرون آمده و آنان را از سيلگاهى بيرون آورده و از قيد غل و زنجير رهانيده باشد .
أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً
- آيا چنان گمان مىكنى كه آنچه بر اصحاب كهف و رقيم از آيات ما گذشت شگفت‌انگيز بود ؟ » مورخان گفته‌اند كه : چون يزيد بن معاويه نوادهء پيامبر ( ص ) ، حسين بن على ( ع ) را كشت ، سر او را بر بالاى نيزه گذاشت و فرمان داد تا براى عبرت مردم آن را در شهرها بگردانند ، و آن سر در اين مسير پيوسته همين آيهء مباركه را قراءت مىكرد . آيا مىدانى كه چرا مخصوصا به تلاوت اين آيهء مباركه ادامه مىداد ؟ شايد براى اين معادلهء جهانى بود ، و براى آن كه مردمان از اين دچار شگفتى نشوند كه آن سر شريف قرآن مىخواند . بدين گونه آن سر مبارك به اين امر اشاره مىكند كه جهان در ضمن معادله‌اى حكيمانه جريان مىكند كه يكى از جمله‌هاى آن حمايت كردن خداوند متعال از مظلومان و ستمديدگان است ، بدان جهت كه يارى دادن به ستمديدگان جزئى از آن معادله به شمار مىرود كه پروردگار ما سبحانه و تعالى در همهء ابعاد جهان به جريان انداخته بوده است . معنى اين آيه آن است كه : اى انسان ! آيا چنان گمان مىكنى كه آنچه بر آنان گذشت چيزى عجيب و غريب است ؟ هرگز چنين نيست . آيات و حقايقى است كه ما به ديدن آنها خوگر شده‌ايم ، و حقايقى كه آنها را نديده‌ايم ، چنان كه اگر تازه به شهرى درآمده باشى ، از زبان و عادات مردم آن دچار شگفتى مىشوى ، و نيز از شكل ساختمانها و پلها و نظام جاده‌ها و پيش رفتن در آنها . . . و . . . ، ولى چون مدت يك سال در آن شهر بمانى ، همه چيز براى تو عادى مىشود . پاره‌اى از جامعه به همكارى و هم احساسى و هم‌انديشى و هميارى با
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 363 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي