تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
فاسد است كه بدون رسالت يا رسولى صورت پذيرفته بوده است . پس ما مىدانيم كه خدا رسولى را بر قومى مبعوث مىكند تا به آنان موعظه كند و اندرزشان دهد ، و آن گاه گروهى به او ايمان مىآورند و ديگران كافر مىشوند . ولى اين كه ضميرى پاكيزه را در گروهى از جوانان مبعوث كند كه در ميان توده‌اى از خرافات و در سايهء اوضاع و احوالى فاسد زندگى مىكنند ، و آنان سر به شورش بردارند و خود را آزاد كنند ، قضيه‌اى است كه عجيب مىنمايد و مايهء شگفتى مىشود ، ولى پس از تأمل دقيق آشكار مىشود كه فطرت انسان آمادهء تميز دادن و بازشناختن انحراف از استقامت است ، و اين كه قدرت و نصرت خدا انسانى را كه به نداى فطرت خود پاسخ مثبت داده است يارى مىكند . پس به همان گونه كه خدا رسولى را به رسالت برمىگزيند ، و با روح خود به او مدد مىرساند ، به همان گونه هم اى انسان ! اگر به نداى فطرتت پاسخ مثبت بدهى ، و پس از شناختن حقيقت از آن پيروى كنى ، خدا بر هدايت تو مىافزايد و دستت را مىگيرد ، و چنان كه مىنمايد ، حكمت بيان داستان ياران غار همين است ، / 367 پس مگو كه تو رسول نيستى و وحى و كتابى بر تو نازل نشده است ، و بدان كه فطرت الاهى در تو وجود دارد كه اگر از آن پيروى كنى خدا تو را براى رو به رو شدن با اوضاع و احوال يارى خواهد كرد . [ 10 ]
إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقالُوا رَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَ هَيِّئْ لَنا مِنْ أَمْرِنا رَشَداً
- در آن هنگام كه جوانان به غار پناه بردند و گفتند : پروردگارا ! به ما از جانب خود رحمتى عطا كن ، و به فرمان خود ما را آمادهء رفتن بر راه راست ساز . » چون بر روى زمين پناهگاهى نجستند ، به غارى پناه بردند ، چه در آن جا كسى نبود كه به سخنان ايشان گوش فرا دارد ، يا به دعوت آنان پاسخ مثبت دهد و به يارى آنان برخيزد ، پس ناگزير اين وسيله را كه در برابر ايشان وسيلهء ديگرى وجود نداشت برگزيدند . در آن هنگام كه آدمى را اوضاع و احوال ناگزير از آن مىسازد كه به غارى