بنگرد ، و به آنچه از خداى عز و جل از گفته و كرده صادر شده است ايمان آورد .
قرآن اين نكته را به ما يادآورى مىكند كه : در آن هنگام كه فرشتگان هلاك قوم لوط را به ابراهيم مژده دادند ، همسرش در كنار او ايستاده بود و خنديد و فرشتگان به او بشارت دادند كه از او اسحاق و پس از اسحاق يعقوب به دنيا خواهند آمد ، و او گفت : آيا ممكن است از من پير زن و اين پير مرد شوهرم فرزندى به دنيا آيد ؟ چه اين چيزى عجيب است . آن گاه فرشتگان گفتند : آيا از فرمان خدا دچار شگفتى مىشويد ؟
آن تعجب كه قرآن آن را نهى مىكند ، آن است كه به استنكار و تصديق نكردن بينجامد / 366 ، اما حيران شدن در برابر بزرگى و نيرومندى خدا كه در آفريدههاى بديع او تجسم پيدا مىكند ، و به افزايش ايمان و كمال تصديق به او مىانجامد ، امرى نيكو است ، از آن روى كه همهء آفريدههاى خدا پس از تأمل و تدبر كردن دربارهء پيدايش آنها انگيزنده تعجب و شگفتى است .
أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً
.
كهف به معنى غارى است كه در درون صخرههاى كوهها پديد مىآيد ، و رقيم به معنى كتاب و نويسندگى است - بنا بر بيشتر تفسيرها - و تفاسير در اين باره كه اصحاب كهف و اصحاب رقيم يكى مىبوده باشند ، با يكديگر اختلاف نظر دارند ، و گروهى به دو قوم بودن آنان اعتقاد داشتهاند .
حديثى به آن اشاره دارد كه اصحاب رقيم طايفهء ديگرى بودهاند ، ولى بعضى از مفسران يادآور مىشوند كه كلمهء رقيم دلالت بر نقش و نوشتهاى دارد كه قوم ياران غار در كنار در غار حك كرده بودند و به همين سبب به نام ياران رقيم خوانده شدهاند .
آزادى انسان سبب چالش است
آنچه در داستان اصحاب الكهف مايهء شگفتى است ، قدرت يافتن آن جوانان بر گريختن از غل و زنجيرهاى طاغوت ، و مقررات و قوانين يك فرهنگ