پارهاى ديگر از آن برمىخيزد ، و اين امر براى ما همچون امرى عادى و طبيعى به نظر مىرسد ، براى آن كه نتيجهاى از پيروى كردن از سنتهاى زندگى است ، چه خدا بعضى از مردمان را نيازمند بعضى ديگر آفريده ، / 365 و اين يك سنت الاهى بزرگ و شگفتانگيز است ، ولى چون مدت درازى است كه به آن انس گرفتهايم ، آن را امرى عادى مىبينيم و در ما شگفتى ايجاد نمىكند .
خورشيد هر روز از طرف خاور طلوع و از طرف باختر غروب مىكند و با دقت و نظامى ثابت در آسمان پيش مىرود ، و اين سنتى عجيب است ولى ما به آن چندان عادت كردهايم كه توجهى به آن نشان نمىدهيم ، اما اگر يك خورشيد گرفتگى ( كسوف ) كلى ، مثلا ، بر خورشيد عارض شود ، مردمان اهتمام و توجه تمام به اين پيشامد مبذول مىدارند ، و دانشمندان علم نجوم به رصدخانههاى خود مىروند و با دستگاههاى علمى خويش به مطالعه و تحقيق درباره اين نمود و پديده مبذول مىدارند .
اگر نظام طاغوتى در سرزمينى حاكم باشد و مردمان نسبت به آن خاشع و از اين واقعيت منحرف خرسند باشند ، اين امرى است كه به سبب زياد بودن اين گونه حكومتها و انتشار آن چنين حادثهاى را همچون امرى طبيعى در نظر مىگيريم ، ولى اگر يك انقلاب الاهى صورتپذيرد و شورش كنندگان به برانداختن آن نظام تباه شده برخيزند تا نظام حق و عدل و آزادى را به جاى آن جانشين سازند ، اين شورش و انقلاب امرى شگفتانگيز به نظر مىرسد ، و مردمان به آن همچون يك معجزه نگاه مىكنند ، در صورتى كه آن در واقع سنتى الاهى همچون سنتهاى ديگرى است كه به آنها انس گرفته و عادت كردهايم .
شايد اين آيه به آن اشاره داشته باشد كه هنگامى كه انسان پيشامدها و وقايع تازه را مىبيند يا براى نخستين بار مىشنود ، حق ندارد منكر آنها شود و به تكذيب آنها بپردازد ، تنها براى آن كه با آنها الفتى نداشته و انس نگرفته است ، و علم نداشتن به چيزى بدان معنى نيست كه آن چيز وجود ندارد ، و بر انسان لازم است كه در سنتهاى جارى خدا در ميان آفريدگانش تأمل كند ، و به بزرگى و حكمت و قدرت او
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 364
مساهمون: احمد آرام
ص٣٦٤