تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
نخست : دربارهء زينت و آرايش زندگى دنيا ، و ايستار و نظر اسلام نسبت به آن . دوم : قضايايى كه به راهيابى و علم و معرفت پيوسته است . در آن شك نيست كه ميان اين دو رشته علاقه‌ها و پيوستگيهاى مهمى وجود دارد ، چه انسانى كه به سلاح هدايت و علم مسلح باشد ، ايستارى مثبت و برتر از زينت زندگى دنيا براى خود اختيار مىكند ، ولى آن كس كه فاقد چنين سلاحى باشد ، ايستار و نظر او نسبت به آرايش زندگى دنيا و متاع نابود شوندهء آن ايستار پيروى مطلق و تسليم كامل است . در واقع اين يكى از مظاهر اعجاز قرآن است ، و رسيدن بلاغت آن به آخرين درجه ، از آن جهت كه آيات كريمهء آن در چندين خط متوازى و متناسب با يكديگر پيش مىرود كه براى توجه دادن قلب آدمى به يك قضيهء جوهرى و اساسى به كمك يكديگر حركت مىكنند ، ولى سلسلهء نخستين ، چنان كه آشكار است ، در آيات اين سوره محور اصلى است ، چه سورهء كهف از نگاه اسلامى به زينت زندگى با ما سخن مىگويد ، و اين كه آدمى چگونه بايد خود را از فشارهاى زينت زندگى و دوستى دنيا خلاص كند ، و به زندگى نظرى موضوعى و عينى پيدا كند كه بر شناخت عاقبت زندگى ، و پيوند محكم ميان زينت زندگى دنيا و بهره‌مند شدن از آن و عمل انسان متكى باشد . پس در اين سوره با داستان اصحاب كهف و رقيم مواجه مىشويم كه خود را از دوستى جاه و مقامى كه داشتند آزاد كردند ، و ارادهء والاى آنان توانست ايشان را از پهنهء زندگى مادى بر كند و به آسمان حقيقت و ارزشها بالا برد ، و در همين سوره عكس آن را نيز مشاهده مىكنيم ، و آن داستان شخص صاحب باغى است كه به آن داخل شد و چنان پنداشت كه جاودانه در آن باقى خواهد ماند ، و هر چه اندرز دهندهء امينى به او نصيحت كرد و گفت كه : اين باغ به اذن خدا در اين جا است ، پس چرا هنگامى كه داخل در باغت مىشوى نمىگويى « ما شاء اللَّه » آنچه خدا بخواهد » ، / 343 و ممكن است روزى براى تو هيچ سودى نداشته باشد ، به اين اندرز