تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
رحمت هر دو به يك ذات اشاره مىكند ، و به همين گونه جبار و كريم و رؤوف و . . . ، و اين نامها نشانه‌هاى محضى است كه اشاره به او سبحانه و تعالى دارد ، و هنگامى كه مىگوييم سميع بصير ، پس او شنونده و بيننده است بدون آلت شنيدن و آلت ديدن ، و شاعر گفته است :
عباراتنا شتّى و حسنك واحد * و كل الى ذلك الجمال يشير
عبارتهاى ما مختلف و زيبايى تو يگانه است * و همه به اين جمال و زيبايى اشاره مىكنند كفار قريش يك بار دربارهء رسول ( ص ) گفتند : به اين صائبى نگاه كنيد كه به ما فرمان مىدهد تا خداى يگانه را بپرستيم ، و او دو خدا را مىپرستد ؛ مىگويد : اللَّه ، الرحمن ، پس اين آيه نازل شد تا بگويد كه خواه اللَّه بگويى يا الرحمن يا الرحيم يا الواحد ، يا القهار ، همهء اينها بر شىء واحدى دلالت دارد ، و اين كه اسماء الحسنى همه براى خدا است و اينها از او دور نيست - و همه صفات او و جز ذات او است . در حديثى آمده است كه هشام بن الحكم از امام صادق ( ع ) از اشتقاق كلمهء ( اللَّه ) پرسش كرد ، پس به او گفت : « اى هشام ! « اللَّه » مشتق از « إله » ( معبود ) است ، و وجود « إله » مقتضى وجود مألوه ( عابد ) است ، و اسم ( نام ) غير از مسمّى ( نامبردار ) است ، پس هر كه اسم را بدون معنى بپرستد كافر است و چيزى را نپرستيده است ، و آن كه نام و معنى را بپرستد كافر است از آن روى كه دو معبود را پرستيده است ، و آن كس كه معنى را بدون نام بپرستد ، به توحيد پرداخته و يكتاپرست است ، آيا دريافتى اى هشام ! » گفت : پس به او گفتم : بازهم بگو و او گفت : « خداوند تبارك و تعالى را نود و نه نام است ، پس اگر اسم همان مسمى باشد ، هر اسمى يك اللَّه است ، ولى اللَّه معنايى است كه اين نامها دلالت كنندهء ما به سوى او است ، و همهء آنها جز او است ، اى هشام ! نان اسم يك خوردنى است ، و آب نام يك نوشيدنى ، و جامه نام يك پوشيدنى ، و آتش نام چيزى سوخته شده ، آيا چنان فهميدى كه با دشمنان ما كه جز او ديگرى را معبود خود گرفته‌اند مبارزه كنى و از خود به دفاع بپردازى ؟ » گفتم : آرى / 327 و او گفت : « خدا از آن به تو سود