شعور او را نسبت به درخشش روحانى تقويت كند تا سبب علو و برترى يافتن او شود ، و از همين جا نيازمندى وى به رسالت پيدا شده است : و اگر خدا فرشتگان را ، همچون افراد بشر ، از خاك آفريده بود ، آنها نيز گرفتار فساد و تباهى مىشدند كه فرشتگان گفتند :
أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها
- آيا در زمين كسانى را مىآفرينى كه در آن فساد كنند ؟ » در آن صورت خدا فرشتهاى را به رسالت آنان مبعوث مىكرد ، و اين تفسير از علامهء طباطبائى رحمة اللَّه عليه است كه با اشارهء به كلمهء « يمشون مطمئنين » مىگويد كه اين اطمينان دليلى بر وجود جاذبهء زمين نسبت به انسانى است كه در حركت كردن بر روى آن اطمينان و توازن پيدا كرده است ، و اگر جز اين مىبود در هوا بالا مىرفت ، يا راه رفتن وى بر روى زمين همراه با اضطراب مىبود .
/ 311
گواهى خدا
[ 96 ]
قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ إِنَّهُ كانَ بِعِبادِهِ خَبِيراً بَصِيراً
- خدا براى گواه بودن ميان من و شما كفايت مىكند و او به بندگانش آگاهى و بصيرت دارد . » اينها شبهههايى بود كه مردمان را از تصديق رسالتها و ايمان آوردن به آنها بازمىداشت ، ولى صدق و صحت رسالتها از راه مظاهر چندى آشكار مىشود كه خدا آنها را گواه بر راستى رسالتها قرار داده است ، و گواه بودن خدا كافى و بسنده است .
نخست : خداوند متعال در عقل آدمى مجموعهاى از ارزشها و آموزشهايى قرار داده است كه او را به سوى خود راهنمايى مىكنند ، و رسالتهاى آسمانى در آن هنگام كه براى بشريت مىآيند ، او را به همان ارزشها و آموزشها مىخوانند ، و از همين راه است كه بشر به صدق تعليمات رسالت اطمينان پيدا مىكند ، و آن را بر ارزشها و تعليماتى كه خود حامل آن است منطبق مىكند ، و در اين باره رسول خدا ( ص ) گفته است :