/ 308
تكذيب و سببها و نتيجههاى آن
رهنمودهايى از آيات :
چه چيز مردمان را بر آن وامىداشت كه از ايمان آوردن به رسالتهاى خدا خوددارى كنند ؟ قرآن به اين پرسش پاسخ مىدهد و به درمان آن مىپردازد .
نخست : با شگفتگى و انكار پرسيدند كه آيا امكان دارد كه خدا بشرى را به رسالت روانه كند ، و وحى به آنان پاسخ داد كه : آرى ، مگر نبايد كه پيغمبر از جنس كسانى باشد كه به پيامبرى بر ايشان برگزيده شده است ، و اگر ساكنان زمين فرشته بودند ، در آن صورت رسول آنان فرشتهاى همچون خود آنان مىبود .
دوم : خدا كسى است كه به راستى رسالت گواهى مىدهد ، و او به تنهايى براى گواهى دادن بسنده است ، و هدايت به دست او است ، اما براى كسانى كه او گمراه كند هيچ ولى و سرورى نخواهى يافت و به رو افتاده كور و كر و گنگ در محشر حاضر مىشوند ، و كيفر ايشان جهنم است ، براى چه ؟ زيرا كه به آيات و نشانههاى خدا كافر شدند و به روز رستاخيز و نشور كفر ورزيدند .
از سياق چنين الهام مىگيريم كه درمان كردن كفر با رسالتها از راه يادآورى از كيفر فراوانى است / 309 كه در روز قيامت چشم به راه كافران است ، و به همين جهت در اين جا مىبينيم كه قرآن شبههء كفار را در خصوص بعث و زنده شدن دوبارهء پس از مرگ از ما دور مىكند ، و مىپرسد كه : مگر آفرينندهء آسمانها و زمين توانايى بر آن ندارد كه همانندان ايشان را بيافريند ؟
پس از آن كه طبيعت خست را در نزد انسان بيان كرد ( كه شايد سببى از سببهاى كفر به رسالتها بوده باشد ) ، به بيان داستان موسى مىپردازد ، و اين كه