تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
و ناگهان با مردى رو به رو شدم و گفتم اى جبرييل ! اين كيست ؟ و او گفت : او ادريس است كه خدا او را به مكانى رفيع بالا آورده است ، پس بر او سلام گفتم ، و او به من سلام گفت ، و براى او طلب آمرزش كردم ، و او براى من طلب آمرزش كرد ، و در آنجا نيز همچون در آسمانهاى ديگر با فرشتگانى با خشوع نسبت به خدا مواجه شدم كه مرا و امتم را مژدهء خير دادند ، سپس فرشته‌اى را نشستهء بر تختى مشاهده كردم كه هفتاد هزار فرشته در زير فرمان او بودند و هر يك از آنان بر هفتاد هزار فرشته فرمانروا بود ، سپس بر جان پيغمبر چنان گذشت كه او هموست ، پس جبرييل بر او بانگ برداشت و گفت : بايست ، و او تا روز قيامت برپا ايستاده خواهد بود . سپس به آسمان پنجم بالا رفتم كه در آن با مرد پيرى با چشمان بزرگ رو به رو شدم كه هرگز پيرى بزرگتر از او نديده بودم ، و در پيرامون وى گروهى از قوم او را مشاهده كردم و از فزونى شمار ايشان در شگفت شدم و گفتم : اى جبرييل ! اينان چه كسانند ؟ پس گفت آ : اين هارون پسر عمران است كه محبوب قوم خويش است ، پس به او سلام كردم و او به من سلام كرد ، و برايش طلب مغفرت كردم و او نيز براى من طلب مغفرت كرد ، و در آن جا همچون در آسمانهاى ديگر فرشتگان خاشع فراوان ديدم . سپس به آسمان ششم بالا رفتيم و در آن جا مردى گندمگون و بلند قامت را ديدم كه گويى از مردم شنوءة « 13 » است ، و اگر دو پيراهن مىداشت موهاى تنش از آنها سر بيرون مىآورد ، و شنيدم كه مىگويد : بنى اسراييل چنان مىپندارند كه من در نزد خدا گراميترين فرد از فرزندان آدمم ، و اين مرد در نزد خدا از اين مرد گراميتر است ( و اشاره به رسول اللَّه مىكرد ) ، پس از جبرييل پرسيدم كه اين مرد كيست ؟ و او در پاسخم گفت كه : او برادرت موسى بن عمران است ، پس بر او سلام كردم و او بر من سلام كرد ، و براى او طلب آمرزش كردم و او نيز براى من چنين كرد ، و در
هامش
( 13 ) - شنوه قبيله‌اى از اعراب است كه به بلند بالايى معروف‌اند .