تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
شگفت‌زدگيم فزونى يافت ، پس جبرييل گفت : اى محمد ! آيا آنچه مىبينى در نظرت عظيم است ؟ ! اينها آفريده‌هايى از آفرينش پروردگار تواند ، پس خالقى كه اينها را آفريده است در بزرگى چگونه است ، و آنچه نمىبينى از اين هم بزرگتر است ! ! ميان خدا و آفريدگانش هفتاد هزار پرده است ، و من و اسرافيل نزديكترين آفريدگان اوييم و ميان ما و او تنها چهار پرده و حجاب وجود دارد : حجابى از نور و حجابى از ظلمت و حجابى از ابر و حجابى از آب . و گفت : و از جمله عجايب آفريدهء خدا و تسخير شدهء براى انجام كارى كه او خواسته است ، خروسى را ديدم كه پاهايش تا / 191 اعماق زمين رفته بود و سرش در نزديكى عرش خدا قرار داشت ، و او فرشته‌اى از فرشتگان خداوند متعال بود كه خدا او را به آن سان كه مىخواست آفريده بود ، و سپس رو به بالا چندان صعود مىكرد كه از هوا در آسمان هفتم سر برمىآورد و مىگفت : تسبيح خدا مىگويم در هر جا كه بوده باشم . . . از بزرگى مقام پروردگارت تو نمىدانى كه او در كجا است ؛ و آن خروس را دو بال بود كه چون آنها را مىگشود از مشرق و مغرب فراتر مىرفت ، و چون هنگام سحر فرامىرسيد بالها را مىگسترد و آنها را تكان مىداد و بانگ به تسبيح برمىداشت و مىگفت : سبحان اللَّه الملك القدوس ، سبحان اللَّه الكبير المتعال ، لا إله الا اللَّه الحى القيوم ، و چون چنين مىكرد همهء خروسهاى زمين به تسبيح خداوند متعال بانگ برمىداشتند ، و در آن هنگام كه اين خروس آسمانى خاموش مىشد ، همهء خروسهاى زمينى نيز خاموش مىشدند ، و آن خروس را پرهاى خردى به رنگ سبز و پرهاى درشت با رنگى سخت سفيد بود . . . و من هرگز مثل او نديده‌ام ، و در زير پرهاى سفيد او پرهاى سبزى ديده مىشد با چنان سبزى كه به مثل آن هرگز برنخورده‌ام . گفت : سپس با جبرييل به پيشروى ادامه دادم و به بيت المعمور درآمدم ، و در آن دو ركعت نماز گزاردم در حالى كه گروهى از اصحابم با من نماز مىگزاردند كه جامه‌هاى تازه و نو بر تن داشتند ، و گروهى ديگر لباسهاى كهنه بر تن
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 190 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي