تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
پليد را مىخوردند و گوشت پاكيزه را بر جاى باقى مىگذاشتند ، پس گفتم : اى جبرييل ! اينان چه كسانند ؟ و او گفت : آن كسانند / 187 كه مال حرام را مىخورند و از مال حلال چشمپوشى مىكنند ، و اينان از امت تواند ، پس رسول خدا ( ص ) گفت : سپس فرشته‌اى را ديدم كه شكلى شگفت‌انگيز داشت . نيمى از بدن او از برف بود و نيمى ديگر از آتش ، پس نه آتش سبب گداختن برف مىشد و نه برف آتش را خاموش مىكرد ، و او با آواز بلند مىگفت : منزه است خدايى كه گرمى اين آتش را از گداختن برف جلو گرفت و به همين سبب برف آب نمىشود ، و با سردى اين برف از به كار افتادن گرمى اين آتش گرفت و آن را از كار انداخت . خداوندا ! به همان گونه كه ميان اين آتش و برف سازگارى به وجود آوردى ، ميان قلبهاى بندگان مؤمنت نيز الفت و سازگارى برقرار ساز . پس از جبرييل پرسيدم كه : اى جبرييل ! اين كيست ؟ و او گفت : اين فرشته‌اى است كه خداوند او را به اطراف آسمان و اطراف زمينها مأمور كرده است ، و او اندرزگوترين فرشتگان خدا براى بندگان مؤمن خدا بر روى زمين است و آنچه را كه مىشنوى از آغاز آفرينش تا كنون به اندرز براى مؤمنان تكرار مىكند ، و دو فرشته را ديدم كه پيوسته دعا مىكردند ، يكى از آنان مىگفت : خدايا ! به هر بخشنده و انفاق كننده جانشينى و خلفى عطا كن ، و ديگرى مىگفت : خدايا ! به هر كه از بخشش و انفاق خوددارى مىكند ، تلفى عنايت فرما . سپس پيش رفتم و گروه‌هايى را ديدم با دهانهايى همچون دهان شتر ، كه گوشتها را از پهلوهاى خود مىبريدند و به دهانهاى خود مىانداختند ، پس گفتم : اى جبرييل ! اينان چه كسانند ؟ و او گفت : اينان غيبت كنندگان و سخن‌چينان‌اند . سپس پيش رفتم و ناگهان به گروهى برخوردم كه سرهاى آنان با سنگ كوفته شده بود ، پس گفتم : اى جبرييل ! اينان كيانند ، و او گفت كه : آنان آن كسانند كه نماز عشا نخوانده به خواب رفته بوده‌اند ، و سپس به كسانى رسيدم كه آتش به دهانهاى ايشان فرومىريخت و از پشت آنان خارج مىشد ، و چون از جبرييل پرسيدم كه اينان چه كسانند ؟ گفت : اينان
الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى