داشتند ، پس دارندگان جامههاى نو داخل شدند و دارندگان لباس كهنه نشستند ، « 17 » سپس بيرون آمدم و با دو نهر رو به رو شدم كه يكى نهر كوثر نام داشت و ديگرى نهر رحمت ، پس از كوثر نوشيدم و با آب رحمت غسل كردم ، سپس همگان به سوى من آمدند تا داخل بهشت شديم و در دو طرف آن خانههاى من و كسان من بود ، و از خاكش بوى مشك برمىخواست ، و كنيزكى را ديدم كه در نهرهاى بهشت ، شنا مىكرد و چون از او پرسيدم كه تو به چه كس تعلق دارى ، گفت : به زيد بن حارثة .
/ 192 انار بهشت همچون دلوهاى بزرگ از درختهاى انار آويخته بود ، و با درختى رو به رو شدم كه اگر مرغى مىخواست بر گرد آن بچرخد ، هفتاد سال طول مىكشيد ، و هيچ خانهاى در بهشت وجود نداشت كه شاخهاى از اين درخت در آن آويخته نباشد ، پس گفتم : اى جبرييل ! اين چه درختى است ، گفت : اين درخت طوبى است ، و خداوند متعال گفته است :
طُوبى لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ
- طوبى از آن ايشان است و بازگشتگاهى نيكو » و رسول اللَّه گفت كه : چون به بهشت درآمدم ، به خود بازگشتم و از جبرييل پرسيدم كه اين درياها و هول و هراس و عجايب آنها چيست ؟ پس گفت : اينها خيمههاى پوشندهاى است كه خداى تبارك و تعالى به آنها پوشيده مىماند ، و اگر آنها نبودند ، نور عرش همه چيز را در آن پاره پاره مىكرد .
و عاقبت به درخت سدر پايانى بهشت رسيدم كه برگى از آن امتى را مىپوشاند ، و به آن چنان نزديك بودم كه خداى تعالى دربارهء آن گفته است :
قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى
- به فاصلهء دو كمان يا نزديكتر از آن » ، پس خداوند سبحانه و تعالى ندا كرد كه :
وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ
- و همهء مؤمنان به خدا و فرشتگان و كتابها و رسولان او ايمان آوردند و ما ميان احدى از رسولان او با ديگران
هامش
( 17 ) - و قرآن حكيم در سورهء بقرة مىگويد :وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى- پس توشه فراهم آوريد و بهترين توشه تقوى است » پس لباس تقوى بهترين لباس و زاد و توشه تقوى بهترين توشه است ، و هر چه برايت فراهم مىشود كه با رسول اللَّه ( ص ) به بيت المعمور داخل شوى و در آن نماز گزارى .