را مايهء آزمايش آنان قرار دهد ، به همان گونه كه آنان را از درخت لعنت شده آگاه ساخت و بيمشان داد و سپس بر طغيان خويش افزودند ( 60 ) .
بدين گونه آيات تنها براى بيم دادن ايشان بود ، و نه براى فرود آمدن عذاب بر ايشان .
يك پرسش مهم باقى مىماند : شرك اساسا براى چيست ، و چرا مردمان اطاعت و فرمانبردارى را تنها مخصوص به خدا قرار نمىدهند ، يا مخصوص كسى كه خدا فرمانبردارى از او را وظيفهء ايشان قرار داده است ، و چرا در زمينهء يك مجتمع مسلمان درختى ملعون همچون بنى اميه رشد مىيابد و سرورى و سيادت خويش را بر مردم تحميل مىكند ؟ در آيات درس دهم پاسخ اين پرسش را به دست مىآوريم كه از آن داستان آفرينش و اين كه چگونه شيطان دشمن فرزندان آدم شد و نقشههاى حيلهگرانهء او از چه قرار است بر ما آشكار مىشود .
داستان در آن هنگام آغاز شد كه عصبيت ذاتى شيطان را فراگرفت و مدعى آن شد كه خميرمايهء او برتر و بالاتر از خميرمايهء آدم است ، و از سجده كردن به آدم ابو البشر كه همهء فرشتگان به او سجده كرده بودند امتناع ورزيد .
خدا او را تا روز قيامت مهلت داد ، و در استيلاى بر فرزندان آدم با خدا به چالش برخاست و خدا او را از اين امر آگاه كرد كه :
/ 168 اولا : او سرانجام همراه با پيروان خود زيان خواهد ديد .
ثانيا : اين كه با همهء وسايل مكر و حيلهاى كه در اختيار دارد ، هيچ تسلطى بر بندگان خدا پيدا نخواهد كرد ، زيرا كه آنان بر خدا توكل دارند ، و خدا براى وكالت بسنده است .
اما نقشههاى شيطان چهار است : گمراه كردن از راه تبليغ ، ترساندن ، و تباه كردن نظام اقتصادى و تربيتى ، و غرور ( 65 ) .
ولى خدا كسى است كه كشتى را در دنيا به پيش مىراند و زيان را از آدمى دور مىكند . و او كسى است كه چون بخواهد سرزمينى را با مردم آن در دل زمين فروبرد ، يا باد سخت ويرانگرى فروفرستد ، هيچ كس نمىتواند در مقابل او
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 165
مساهمون: احمد آرام
ص١٦٥